و هيچ گاه از تو ، به سوى چيزى بيرون نمىآيد . اى وجود محض ! اى وجود دهنده ! اى و الا ! اى منزّه از هر ناشايستگى ! اى ترحّم كننده ! اى آرامش دهنده ! اى مهربان ! از تو مىخواهم همان گونه كه او را تازه و شاداب آفريدى ، بر محمّد ، پيامبر رحمتت و كلمهء نورت و پدر راهنمايان رحمتت ، درود فرستى و دلم را از نور يقين ، و سينهام را از نور ايمان ، و انديشهام را از نور ثبات ، و عزمم را از نور توفيق ، و تيزهوشىام را از نور علم ، و نيرويم را از نور عمل ، و زبانم را از نور صدق ، و دينم را از نور بصيرتى از جانب خودت ، و ديدهام را از نور روشنى ، و گوشم را از نور دربرگيرندهء حكمت ، و محبّتم را از نور دوستى محمّد و خاندانش ، و جانم را از قوّت بيزارى از دشمنان خاندان محمّد ، پر كن تا تو را در حالى ديدار كنم كه به عهد و پيمانت وفا كرده باشم و رحمتت مرا فرا بگيرد . اى سرپرست ! اى ستوده ! اى حجّت خدا ! دعايم را مىبينى و مىشنوى . پس آنچه را به اجابتشان مىرساند برايم كامل كن . به تو چنگ زدهام .
گوشم و نيز رضايتم با توست ، با تو » . « 1 »
هامش
( 1 ) . المزار الكبير : ص 566 ، مصباح الزائر : ص 430 ، بحار الأنوار : ج 94 ص 36 ح 23 ( به نقل از : خطّ شيخ محمّد بن على جبعى ) .