كه انسان ، خودرأيى نورزد و بر رأى و عقل خويش اعتماد مطلق نكند ؛ بلكه به خداى متعالش توسّل كند و در همهء كارهايش بر او توكّل نمايد و نزد او به ناآگاهى از مصلحتهاى خويش اقرار كند و همهء اين امور را به خدا بسپارد و از او بخواهد كه خير دنيا و آخرتش را برايش پيش آورد ؛ به گونهء همان رابطهاى كه ميان بندهء نادان ناتوان و مولاى داناى توانا برقرار است . پس مطابق يكى از شيوههاى روايت شده و همراه نماز يا بدون آن ، دعا مىخواند و يا هر دعايى كه به ذهنش رسيد ، كه روايات عامّه بر اين مطلب دلالت دارد . آن گاه آنچه را مىخواهد انجام مىدهد و پس از استخاره و طلب خير از خداوند ، به حاصل آن ، چه سود و چه زيان ، راضى مىشود . شيوهء ديگر ، طلب خير از خداوند و سپس آنچه را در دلش مىافتد و بيشتر گمان مىبرد كه به مصلحتش است ، عمل مىكند . پس از اين ، استخاره به وسيلهء مشورت با مؤمنان است و پس از اين ، استخارهء ذات الرقاع ( استخاره با ورقه ) يا با گلولههاىِ گِلى و نيز قرعهكشى با دانهء تسبيح و ريگ و يا تفأل به قرآن است و ظاهر اين است كه همهء اين شيوهها مجازند و اين ، نظر بيشتر عالمان شيعه است .
گفتنى است شيوههاى كمتر مشهور و بى سند و يا داراى اسناد ضعيف نيز مىتوانند در زمرهء قُرعه و يا ديگر عناوين كلّى جاى بگيرند و در پى تجربههاى متعدّد و همراهى معنويت فرد استخاره كننده ، اعتبار نسبى يابند ، آن گونه كه بسيارى از عالمان موثّق و مشهور عمل كردهاند . « 1 » اين شيوهها پس از انديشه و مشورت فرد مردّد ، راهكارى براى خروج از حالت سخت دودلى و بىتصميمى است و به فراخور خود ، از نيازمندانش ، كارگشايى مىكنند و در جايگاه تعيين شدهء خويش ، كارايى دارند .
در ميان شيوههاى گوناگون ، چند استخاره به امام زمان عليه السلام منسوب شدهاند كه در
هامش
( 1 ) . براى آگاهى از اين عالمان و استخارههاى شگفت ايشان ، ر . ك : استخاره و تفأل .