خيرى قرار ده كه آن را به دست او برايش پديدار كنى و حسودان بر نعمتها و آنان را كه ندامت و عذاب شدن ما را انتظار مىكشند ، شماتت كنندهء ما منما ؛ كه تو اى خداى ما ! پاكىِ ساحت ما و تهى بودن سينهمان را از كينهتوزى نهان به آنها مىبينى و آرزوى تيرهروزى و فرود آمدن بلا بر ايشان و زوال عافيتشان را در ما نمىبينى ، در حالى كه آنان در انتظار فرصت اند تا به گاه غفلتمان بر ما بجهند .
خدايا ! ما را به خودمان شناساندهاى و برخى عيبهايمان را چنان به ما نشان دادهاى كه مىترسيم ما را از شايستگى اجابت دعوت فرو بنشاند ، در حالى كه تو به غير شايستگان نيز مىبخشى و به آنان كه هنوز درخواست هم نكردهاند ، به احسان آغاز مىكنى . پس به ما و براى كارمان به اندازهء كرمت ، جودت ، بخششت و منّتنهادنت ، ببخش كه تو هر چه بخواهى مىكنى و به هر چه اراده كنى ، حكم مىرانى . ما مشتاق توييم و از همهء گناهانمان توبهكاريم .
خدايا ! دعوتگر به سويت و بر پا دارندهء عدالت از ميان بندگانت ، نيازمند به رحمتت و محتاج به كمك تو در فرمانبردارىات است ، هنگامى كه با نعمتبخشىات به او آغاز كردى و جامهء كرامتت را بر او پوشاندى و محبّت اطاعتت را در دل او انداختى و از سر مهر ، جايگاهش را در دلها استوار ساختى و او را به قيام براى امرت موفّق كردى ، در حالى كه مردم روزگارش چشم بر آن فرو بستهاند و او را پناه بندگان ستمديدهات و ياور كسانى كه جز تو ياورى نمىيابند و تجديد كنندهء احكام فروهشتهء كتابت و استواركنندهء نشانههاى رد شدهء دينت « 1 » و سنّتهاى پيامبرت - كه سلام و درودها و رحمت و بركاتت بر او و خاندانش باد - قرار دادى . پس خدايا ! او را از آزار متجاوزان محافظت كن و نور او را بر دلهاى
هامش
( 1 ) . در بسيارى از موارد مشابه متن چنين آمده است : « استواركنندهء نشانههاى وارد شدهء دينت » .