از ميان رفتن و عدم وجود است . اين معنا در احاديث متعدد ، مقصودو مفهوم است .
مثلا دربارهء عيسى عليه السلام آمده است :
ثم رأوا عيسى قد رفع من بين أيديهم لما اشتبه عليهم . ( 1 )
آن گاه ديدند كه عيسى از ميان آنها رخت بربسته است ، همان هنگام كه به اشتباه ، كسى را به جاى او به دار كشيدند .
و يا دربارهء غذاى پيامبر صلى الله عليه وآله آمده است :
ما رفع من بين يدى رسول الله صلى الله عليه واله فضل شواء قط ( 2 ) . ما رفعت مائدة رسول الله صلى الله عليه واله من بين يدى رسول الله صلى الله عليه وآله فضلة من طعام قط . ( 3 )
هيچ گاه زيادى غذاى بريان شده اى از پيش روى پيامبر خدا صلى الله عليه واله برداشته نشد .
هيچ گاه سفره اى از پيش روى پيامبر خدا صلى الله عليه واله برچيده نشد كه غذايى در آن اضافه آمده باشد .
دربارهء فرصت حج گزارى نيز آمده است :
حجوا قبل أن لا تحجوا فقد انهدم مرتين وفى الثالثة يرفع من بين أظهركم .
حج بگزاريد ، پيش از آن كه بخواهيد و نتوانيد ، كه اين خانه را دو بار ويران كرده اند و به بار سوم ، از ميان شما بر مى دارند . ( 4 )
3 . بررسى اسناد اين مجموعه احاديث ، نشانگر اين نكات است : سند شيخ صدوق به على بن مهزيار ، معتبر است ؛ ولى بقيهء اسناد ، داراى اشكال هستند . سند كلينى ، مرسل است . سند كتاب إثبات الوصية نيز به سبب ناشناس بودن مؤلف اين كتاب ، قابل قبول نيست . ( 5 )
هامش
( 1 ) . التبيان فى تفسير القرآن : ج 3 ص 383 .
( 2 ) . سنن ابن ماجة : ج 2 ص 1100 ح 3310 .
( 3 ) . المعجم الأوسط : ج 1 ص 273 ح 891 .
( 4 ) . تفسير ابو الفتوح رازى : ج 1 ص 611 .
( 5 ) . برخى سند كتاب إثبات الوصية را صحيح شمرده اند . اگرچه سند موجود معتبر است ، ولى مؤلف كتاب إثبات -