مؤيّد برداشت خود دانستهاند . « 1 » او گفته است :
و محظور عليهم الفحص و الكشف عن صاحب الغيبة و المطالبة باسمه أو موضعه أو غيابه او الإشادة بذكره فضلًا عن المطالبة بمعاينته . « 2 »
براى شيعيان ، جستجو از امام و كشف صاحب غيبت و به دنبال نام و محلّ سكونت و محلّ غيبت او بودن و يا تعريف به ذكر او كردن ، ممنوع است ، تا چه رسد به آن كه بخواهند آشكارا او را ببينند .
پاسخ ، اين است كه : اگر حديث را مختصّ غيبت صغرا ندانيم و بپذيريم كه شامل روزگار غيبت كبرا نيز مىشود ، باز نمىتوانيم آن را نافى امكان رؤيت بدانيم ؛ زيرا با نظر افكندن به دوران حضور امامان ، متوجّه شويم كه با درگذشت هر امام ، وظيفهء فحص از امام بعدى و طلب از حجّت الهى آغاز مىشد « 3 » و اين حديث ، در صدد برداشتن اين وظيفه با شروع دورهء غيبت از دوش شيعيان است . در روزگار غيبت ، شيعيان بايد به جاى فحص از مكان امام عليه السلام ، و طلب زيارت شخص امام ، به گونهاى ديگر با ايشان ارتباط برقرار كنند تا دشمن ، به موضع امام عليه السلام رهنمون نشود و خطرى متوجّه ايشان و باريافتگان به محضر شريفش نگردد . همان گونه كه از متن حديث هم هويداست ، حديث ، هيچ اشارهاى به عدم امكان رؤيت ندارد و بلكه گونهاى ظهور در امكان رؤيت دارد ؛ زيرا اگر ديدن امام امكان نداشت ، يافتن و رهنمون شدن به ايشان نيز معنا نداشت و گزندى متوجّه ايشان نمىشد .
افزون بر اين ، مقصود حديث و نيز سخن نعمانى ، ناظر به ديدارهاى اختيارى و از پى كوششهاى فراوان است و نمىتواند ديدارهاى اتّفاقى و يا ديدارهاى سامانيافته از سوى امام عليه السلام را نفى كند .
هامش
( 1 ) . چشم به راه مهدى : ص 72 .
( 2 ) . الغيبة ، نعمانى : ص 160 ح 8 .
( 3 ) . براى آگاهى از اين وظيفهء شيعه ، ر . ك : الكافى ج 1 ص 378 ( باب « ما يجب على النَّاس عند مضىِّ الإمام » ) .