پاسخ ، اين است : روشن است اين احاديث ، چيزى جز مسئلهء عامّ غيبت را بيان نمىكنند . حكمى عام كه مىتواند تخصيص زده شود ، بويژه آن كه مصداق تخصيص ، اندك باشد . در اين جا نيز در عصر غيبت ، عموم مردم نمىتوانند امام را زيارت كنند ؛ امّا رؤيت اتّفاقى و يا ديدارهايى كه امام ، خود به ديدن كسى بروند ، به وسيلهء اين عمومات ، قابل رد نيست و در صورت اعتبار ، مانند هر عام و خاصّ ديگرى ، قابليت جمع با هم را دارند .
افزون بر اين ، احاديث مشابهى داريم كه مىگويند امام ديده مىشود و مردم ، او را مانند يوسف عليه السلام مىبينند ؛ امّا نمىشناسند و به تعبير شهيد سيّد محمّد صدر ، « شخص امام ديده مىشود ؛ امّا شخصيت امام ، شناخته نمىشود » . « 1 » اين احاديث ، به روشنى امكان رؤيت و وقوع آن را گواهى مىدهند . براى نمونه ، امام صادق عليه السلام در بيان شباهتهاى امام مهدى عليه السلام به پيامبران مىفرمايد :
أَمَّا سُنَّتُهُ مِنْ يُوسُفَ فَالسِّتْرُ جَعَلَ اللَّهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْخَلْقِ حِجَاباً يَرَوْنَهُ وَ لَايَعْرِفُونَهُ . « 2 »
امّا سنت او از يوسف ، پنهان و پوشيده بودن است . خداوند ، بين او و خلقش پردهاى قرار داده كه مردم ، او را مىبينند ؛ ولى نمىشناسند .
همچنين احاديث مشابه ديگرى در دست است كه به گونهاى روشن ، مقصود احاديث ياد شده را تفسير مىكنند . تشابه مضمونى و وحدت موضوعى ميان اين چند حديث ، به اندازهاى است كه به گونهاى آشكارا مىتوانند مفسّر يكديگر باشند .
براى نمونه ، حديث محمّد بن عثمان عَمرى ، به حضور امام عليه السلام در موسم حج اشاره كرده و مانند حديث آورده شده در آغاز همين بحث ، ديدن امام را ممكن دانسته ؛ امّا شناختن امام را نفى كرده است . متن حديث ، چنين است :
وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَيَحضُرُ الْمَوْسِمَ كُلَّ سَنَه يَرَى النَّاسَ وَ يَعْرِفُهُمْ وَ يَرَوْنَهُ وَ
هامش
( 1 ) . ر . ك : ديدار در عصر غيبت : ص 201 .
( 2 ) . ر . ك : ج 9 ص 140 ح 1697 .