تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
تامّه و ناقصه بودن غيبت ، تنها با ديدار و عدم ديدار تحقّق مىيابد ؟ اگر كسى بگويد : تام بودن غيبت ، به بود و نبود سفير است ، چرا نپذيريم ؟ بويژه اگر صدر حديث را ناظر به نفى نيابت و « فاء » در « فقد وقعت الغيبة » را تعليل آن و نه نتيجه‌اش بدانيم ، آن گاه تفاوت دو غيبت به خاطر وجود سفير و نايب امام خواهد بود و نه رؤيت و عدم رؤيت امام . همچنين در هر دو استدلال ، كلمهء « ظهور » به معناى لغوى گرفته شده ، در حالى كه قراين بر اصطلاحى بودن آن دلالت دارد ؛ زيرا پُر شدن زمين از ظلم ، طولانى شدن زمان و سخت شدن دل‌ها - كه در توقيع آمده - ، از نشانه‌هاى ظهور اصطلاحى و قيام ولىّ عصر عليه السلام است ، نه ظهور به معناى لغوى كه با غيبت صغرا هم سازگارى دارد . اين قراين اگر موجب انحصار « ظهور » در معناى اصطلاحىاش نشود ، دست كم ، يك احتمال و بلكه احتمالى راجح را ايجاد مىكند و پايهء استدلال دوم را نيز سست مىنمايد . از اين جا روشن مىشود كه احتمال تفريع و سببى بودن « فاء » در « فلا ظهور » و احتمال لغوى بودن « ظهور » ، هر دو ، مرجوح و بدون دليل اند . از اين رو ، ترجمهء توقيع به اين كه : « غيبت تامّه آمد و باعث شد تا ظهور ( و رؤيتى ) نباشد » منحصر نيست و نتيجه گرفتن به اين كه : « پس هر كس ادّعاى رويت كند ، دروغگوست » ، صحيح نيست . احتمال قوىتر در معناى « فاء » ، تعقيب بودن آن و در كلمهء « ظهور » ، اصطلاحى بودن آن است ، به اين معنا كه غيبت ، واقع شده و به دنبال آن ، ظهور و « قيامى » نخواهد بود ، مگر بعد از اذن خداوند . پس حاصل توقيع چنين مىشود كه امام عصر عليه السلام در ابتدا به سمرى فرمودند كه وصى و نايب تعيين نكند و در فراز دوم ، آن را معلّل به وقوع غيبت تامّه يا دوم نموده و سپس فرمودند : « پس از اين غيبت ، ظهور [ و قيامى ] نيست ، مگر به اذن الهى » .
دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 187 | محمد الريشهري