نماز خواند و آن را طول داد و سپس دستانش را بالا برد و دعايى خواند كه متنش مىآيد . سپس به سوى مركبش رفت و سوارش شد [ كه برود ] .
[ محمّد ] ابن جعفر دهّان به من گفت : آيا بر نمىخيزى به سوى او برويم تا بپرسيم كه كيست ؟
به سوى او رفتيم و به او گفتيم : تو را به خدا سوگندت مىدهيم كه تو كيستى ؟
فرمود : « شما را به خدا سوگند مىدهم كه مرا چه كسى مىپنداريد ؟ ! » .
ابن جعفر دهّان گفت : ما گمان مىكنيم تو خضر هستى .
فرمود : « و تو گمان مىكنى كيستم ؟ » .
گفتم : من هم همان گمان را دارم .
فرمود : « به خدا سوگند ، من كسى هستم كه خضر ، نيازمند زيارتش است ! باز گرديد كه من امام زمان شما هستم » و اين متن دعاى ايشان است : « اى خدا ، اى دارنده نعمتهاى فراوان ! . . . » . « 1 »
3 / 16 : مردى صالح به گفتهء قطب راوندى
828 . قطب الدين راوندى مىگويد : از يكى از صلحا روايت شده كه گفته است : برخى وقتها ، برخاستن براى نماز شب براى من دشوار مىشد و اين ، مرا غمگين مىكرد . امام زمان عليه السلام را در عالم رؤيا ديدم كه به من فرمود : « آب كاسنى بنوش ؛ كه خداوند ، برخاستن را بر تو آسان مىكند » . من از آن فراوان نوشيدم و خداوند ، آن را بر من آسان نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . الإقبال : ج 3 ص 211 ، بحار الأنوار : ج 95 ص 391 . براى ديدن ادامه حديث ، ر . ك : همين دانشنامه : ج 6 ص 311 ح 1102 .
( 2 ) . الدعوات : ص 156 ح 424 ، بحار الأنوار : ج 66 ص 210 ح 28 ، نجم الثاقب : ص 359 حكايت 40 .