تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
عجيبى تلّقى نمىشود . با اتمام قرن سيزدهم هجرى ، وى خود را مجدّد قرن نيز خواند ؛ پديده‌اى كه هميشه بهانه‌اى براى مهدويت بوده است . وى آثارى داشت از جمله : حمامة البشرى إلى أهل مكّة و صلحاء امّ القرى ، ترياق القلوب ، حقيقة الوحى و مواهب الرحمن « 1 » است . در كتاب اخير ( ص 29 ) آمده است : « إنّى أنا المسيح الموعود و الإمام المنتظر المعهود ، و أوحى إلىّ من اللَّه كالأنوار الساطعة ؟ ؟ ؟ » . بسيارى ، از جمله مرحوم محمّد اقبال ، عليه وى كتاب نوشتند و او را يك شورشى عليه اسلام دانستند . « 2 » در حال حاضر ، طرفداران وى همچنان فعّال بوده و از قضا ، درست مانند بهائيت ، از سيستم تبليغاتى پُرقدرتى برخوردار هستند ، هر چند بيش از بهائيان و اساساً بر خلاف آنان ، همچنان خود را به اسلام ، وصل مىكنند . يكى از انتقادات هميشگى به وى ، همراهىاش با انگليسىها در تمام اين دوره بوده است .

51 . پنج نفر از شاگردان شيخ احسايى و سيّد كاظم رشتى

مدّعى مهدويت يا ركن رابع بودن يا هر گونه ، جانشينى خاص ، آن چنان كه نوعى تمايز از نيابت عمومى داشته باشد ، پديده‌اى عمومى در ميان شاگردان سيّد كاظم بوده و چنان كه گذشت ، علىمحمّد باب نيز چنين بوده و مسير را از همين‌جا آغاز كرده است . آيت اللَّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى در بارهء پنج نفر ديگر از شاگردان شيخ احمد و سيّد كاظم ، ادّعاى مهدويت را مطرح كرده است : يك . ميرزا طاهر حكّاك : وى اهل اصفهان و از شاگردان سيّد كاظم رشتى بوده است . در اصفهان ، حكّاك بوده و خطّ نسخ را بسيار زيبا مىنوشت . او به استانبول رفت و كم كم ، خود را به « ناصح العالم » ملقّب كرد . او براى ناصر الدين شاه با
هامش
( 1 ) . چاپ 1903 ق . ( 2 ) . الأعلام ، زركلى : ج 1 ص 256 .