امّا ظهور فَرَج ، با خداوندِ والاياد است و وقتگذاران ، دروغ گفتهاند .
امّا سخن كسى كه ادّعا مىكند حسين عليه السلام كشته نشده ، كفر و تكذيب و گمراهى است .
امّا در پيشامدهاى رخ دهنده ، به راويان حديث ما مراجعه كنيد ، كه آنان حجّت من بر شمايند و من حجّت خدا بر ايشان هستم .
امّا محمّد بن عثمان عَمرى - كه خدا از او و پيش از او ، از پدرش خشنود باد - مورد اعتماد من و نوشتهء او نوشتهء من است .
امّا محمّد بن على بن مهزيار اهوازى ، « 1 » خداوند ، دلش را به زودى به سامان مىآورد و شكّش را مىزدايد .
امّا آنچه براى ما فرستادهاى ، ما جز آنچه را پاك و پاكيزه است ، نمىپذيريم و بهاى زن آوازهخوان ، حرام است .
امّا محمّد بن شادان بن نعيم ، مردى از پيروان ما اهل بيت است .
امّا ابو الخطّاب محمّد بن ابى زينب « 2 » ، ملعون است و يارانش هم ملعون اند . با كسانى كه مانند او مىانديشند ، همنشينى مكن ، كه من و پدرانم از آنها بيزاريم .
هامش
( 1 ) . محمّد بن على بن مهزيار : ثقه و از اصحاب امام هادى عليه السلام است . در زمرهء سفيران و ابواب معروفى قرار دارد كهشيعيان امام عسكرى عليه السلام در مورد آنان اختلاف ندارند ( ر . ك : رجال الطوسى : ص 390 ش 5751 ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 7 ص 247 ش 14087 ) .
( 2 ) . ابو الخطّاب محمّد بن مقلاص اسدى كوفى محمّد بن ابى زينب اجدع بزّاز : ملعون و غلو كننده است . وى پساز كنارهگيرى از امام صادق عليه السلام ، ادّعاى امامت كرد و پيروان او به « خطّابيه » شهرت يافتند . آنان به الوهيت امام صادق عليه السلام تظاهر مىكردند و ابو الخطّاب را پيامبرِ مُرسل مىدانستند ، يا به الوهيت ابو الخطّاب و حلول روح القُدُس در او معتقد بودند . عيسى بن موسى بن على ، كارگزار منصور در سِبخهء كوفه ، او را به قتل رساند . امام صادق عليه السلام با آگاهى از غلوّ باطل او در بارهء خويش ، به شدّت از او تبّرى جُست و او را لعنت نمود و به يارانش نيز فرمان به بيزارى از او داد . امام صادق عليه السلام فرمود : « لعنت خدا بر ابو الخطّاب و لعنت بر كسانى كه با او كشته شدند و لعنت بر باقىماندگان آنها ! خدا لعنت كند كسى را كه نسبت به آنان ، دلرحمى كند ! » ( ر . ك : رجال الطوسى : ص 296 ش 4321 ، كمال الدين : ص 485 ح 4 ، رجال الكشّى : ج 2 ص 575 - 596 ش 509 - 556 ، رجال ابن داوود : ص 276 ش 482 ، رجال ابن الغضائرى : ص 88 ش 119 ) .