تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه امام مهدى ( ع ) بر پايه قرآن ، حديث و تاريخ ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
الأمر را به او برساند و از اين مسئله به تنگ آمده بود كه شنيد هاتفى به او ندا مىدهد : « آنچه را با خوددارى ، به حاجز برسان » . نيز ابو محمّد سروى به سامرّا رفت و مالى به همراه داشت . نامه‌اى بدون سابقهء قبلى به سوى او آمد كه : « در ما شكّى نيست و نه در كسى كه به جاى ما مىنشيند . آنچه با خوددارى ، به حاجز بده » . « 1 »

1 / 12 وكالت محمّد بن جعفر عربى

680 . الغيبة ، طوسى : در روزگار سفيران ستوده ، مردانى معتمد بودند كه توقيعات از سوى منصوب شدگان به سفارت ، به آنها مىرسيد ، مانند ابو الحسين محمّد بن جعفر اسدى « 2 » - كه خدا او را رحمت كند - . ابو الحسين بن ابى جيّد قمى ، از محمّد بن حسن بن وليد ، از محمّد بن يحيى عطّار ، از محمّد بن احمد بن يحيى ، از صالح بن ابى صالح « 3 » نقل مىكند كه : يكى از مردم در سال دويست و نود از من خواست كه چيزى را تحويل بگيرم ؛ امّا خوددارى كردم و طى نامه‌اى
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 498 ح 23 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 334 . ( 2 ) . ابو حسين محمّد بن جعفر بن محمّد اسدى رازى ( م 312 ق ) : به او محمّد بن ابى عبد اللَّه نيز مىگويند . اهل‌كوفه بود ؛ امّا در رى سكونت داشت . ثقه بود و حديث را درست نقل مىكرد ؛ امّا از ضعيفان نيز روايت داشت . يكى از ابواب به شمار مىرفت و رواياتى كه بر وكالتش دلالت دارند ، فراوان اند . تلّعكبرى ، كتاب او را روايت كرده است . شيخ طوسى در كتاب رجالش وى را در زمرهء كسانى شمرده كه از ائمّه عليهم السلام روايت نقل نكرده‌اند . وى از مشايخ كلينى است و شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه او را در زمرهء مشايخ مورد اعتماد آورده است . البتّه در اعتقاد و مذهب او بحث است ( ر . ك : ج 3 ص 216 و 263 و 266 ( فصل يكم : نهاد وكالت در عصر امامان اهل بيت ) و ج 4 ص 181 ح 683 - 685 و ص 375 ح 724 و ج 5 ص 92 ح 810 و . . . ، رجال النجاشى : ج 2 ص 284 ش 1021 ، رجال الطوسى : ص 439 ش 6278 ، معجم رجال الحديث : ج 16 ص 176 ش 10411 ) . ( 3 ) . صالح بن ابو صالح : وحيد در تعليقه‌اش بر منهج در شرح حال « محمّد بن جعفر اسدى » اشاره دارد كه وىوكيل بوده است و از مستثنيات ابن وليد نيست ( كه اين بر اعتماد ابن وليد بر او دلالت دارد ) . شايد وى صالح بن محمّد جليل باشد ( ر . ك : تعليقة على منهج المقال : ص 203 ) . آية اللَّه خويى مىگويد : « اين روايت بر وكالت صالح بن ابو صالح دلالت نمىكند ؛ بلكه ممكن است بر عدم وكالت ، دلالت داشته باشد ، و وكالت ، بر وثاقت دلالت ندارد و چون خود ، راوى حديث است ، استدلال به وثاقت به اين حديث ممكن نيست » ( معجم رجال الحديث : ج 10 ص 62 ش 5805 ) .