نظر [ امام عليه السلام ] را جويا شدم . پاسخ آمد : « محمّد بن جعفر عربى ، در رى است . بايد به او داده شود ، كه او از افراد مورد اعتماد ماست » . « 1 »
1 / 13 حفاظت وكيلان از آسيب دشمن
681 . الكافى - به نقل از حسين بن حسن علوى - : مردى بود از نديمان « روزحسنى » « 2 » و يك نفر ديگر هم با او بود . آن نديم به روزحسنى گفت : او [ يعنى صاحب الزمان عليه السلام ] « 3 » وجوهات را جمع مىكند و وكلايى دارد . [ آن گاه ] همهء وكلاى اطراف را نام بردند . اين خبر به عبيد اللَّه بن سليمانِ وزير رسيد . وزير خواست آنها را دستگير كند . خليفه گفت : جست و جو كنيد ، ببينيد خود اين مرد كجاست ؟ چرا كه اين كار ، قابل تحمّل نيست .
عبيد اللَّه بن سليمان گفت : وكلا را دستگير مىكنيم .
خليفه گفت : نه ؛ بلكه عدّهاى ناشناس را مأمور كنيد كه با پول نزد آنها بروند . هر يك از آنها چيزى گرفت ، دستگيرش كنيد .
از امام عليه السلام نامه آمد كه به همهء وكلا دستور بدهند [ فعلًا ] از هيچ كس چيزى نگيرند و از دريافت وجوهات ، خوددارى نمايند و اظهار بىاطّلاعى كنند .
مردى كه محمّد بن احمد ، او را نمىشناخت ، نزدش آمد و در خلوت به او گفت : پولى آوردهام و مىخواهم آن را [ به امام عليه السلام ] برسانم .
محمّد گفت : اشتباه آمدهاى ! من در اين باره چيزى نمىدانم .
آن مرد سعى داشت با چربزبانى او را بفريبد و محمّد همچنان اظهار بىاطّلاعى مىكرد . به همه جا جاسوس فرستادند ؛ امّا هيچ يك از وكلا ، بنا به
هامش
( 1 ) . الغيبة ، طوسى : ص 415 ح 391 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 362 ح 10 .
( 2 ) . الوافى مىگويد : « رُوزُحَسنى ، گويا والى عسكر ( سامرّا ) بوده است » . در برخى منابع ، « بدر حسنى » آمدهاست و ظاهراً روز حسنى ، اسمى مركّب است و گفته شده است كه « حسنى » صفت مردى است .
( 3 ) . الوافى مىگويد : « اشاره است به صاحب عليه السلام » .