1 / 10 وكالت محمّد بن ابراهيم بن مهزيار
676 . الكافى - با سندش به نقل از محمّد بن ابراهيم بن مهزيار « 1 » - : پس از درگذشت ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) ، [ در بارهء جانشين داشتن ايشان ] شك كردم . نزد پدرم وجوهات زيادى جمع شده بود . او آنها را برداشت و سوار كشتى شد و من نيز همراهش براى بدرقه رفتم .
ناگاه ، دچار تب شديدى شد . گفت : پسرم ! مرا برگردان كه اين ، مرگ است . سپس به من گفت : در بارهء اين پولها از خدا بترس . به من وصيّت كرد و در گذشت . « 2 »
با خودم گفتم : پدرم كسى نبود كه وصيّت نادرستى بكند . اين پول را به عراق مىبرم و خانهاى در ساحل اجاره مىكنم و به هيچ كس چيزى نمىگويم . اگر حقيقت ، مانند زمان خود ابو محمّد ( امام عسكرى عليه السلام ) برايم روشن شد ، پولها را به او مىدهم ، و گرنه با آن خوش مىگذرانم . « 3 »
به عراق رفتم و خانهاى در ساحل اجاره كردم و چند روزى ماندم . ناگهان پيكى نامه آورد كه در آن ، نوشته شده بود : « اى محمّد ! فلان مبلغ پول در ظروفى چنين و چنان ، با تو هست » و [ حتّى ] آنچه را كه همراهم بود و من از آن اطّلاع نداشتم ، خبر داده بود . من هم آنها را تحويل پيك دادم . چند روزى گذشت و خبرى نشد . غمگين شدم . باز نامهاى به من رسيد كه : « ما تو را به جاى پدرت گمارديم . پس خدا را سپاس گوى » . « 4 »
677 . الغيبة ، طوسى - با سندش به نقل از محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى - : پس از وفات
هامش
( 1 ) . محمّد بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى : از اصحاب امام عسكرى عليه السلام و از سفيران و بابهاى معروف اماممهدى عليه السلام پس از پدرش است . توفيق زيارت امام مهدى عليه السلام را يافت و بر معجزهء ايشان واقف شد ( ر . ك : ج 3 ص 339 ح 616 و ج 4 ص 141 ح 661 و ج 5 ص 92 ح 810 ، رجال الطوسى : ص 402 ش 5897 ، مستدركات علم رجال الحديث : ج 6 ص 370 ش 12285 ، قاموس الرجال : ج 9 ص 5 ش 6291 ، معجم رجال الحديث : ج 15 ص 232 ش 9966 . وى مىگويد : « وكالت او ثابت نيست و بر وثاقت او دلالت نمىكند » ) .
( 2 ) . در الإرشاد آمده است : پس از سه روز در گذشت .
( 3 ) . در نسخهء الغيبةى طوسى ، « و گرنه آن را صدقه مىدهم » آمده است .
( 4 ) . الكافى : ج 1 ص 518 ح 5 ، الإرشاد : ج 2 ص 355 ، الغيبة ، طوسى : ص 281 ح 239 ، كشف الغمّة : ج 2 ص 450 ، بحار الأنوار : ج 51 ص 310 ح 31 .