خاندانش را به سلامت دارد - اعلام كن و نيز همهء كسانى را كه از شهر او و يا بيرون از آن در بارهء وى از تو پرسيدهاند و مىپرسند و هر كه را استحقاق اطّلاع از اين موضوع دارد ، آگاه كن ؛ چرا كه هيچ يك از دوستداران ما عذرى در ترديد در آنچه افراد مورد اعتماد ما ، از ما روايت مىكنند ، ندارند . آنان دانستهاند كه ما راز خود را با ايشان در ميان مىگذاريم و به آنان مىرسانيم و ما مىدانيم كه اين موضوع چه مىشود و به كجا مىرسد ، إن شاء اللَّه تعالى » .
گروهى بر انكار آنچه در بارهء او رسيده بود ، پا بر جا ماندند و به او باز گشتند ، كه توقيعى آمد : « خداوند ، ارجش ننهد ! اين آدم ، از خدايش نخواست كه دلش را پس از هدايتش ، به كژراهه نبرد و آنچه را [ از ايمان و باور ] كه بِدان بر او منّت نهاده [ و به وى داده ] است ، برايش پابرجا و نه عاريتى و موقّت قرار دهد . شما وضعيت كار دهقان « 1 » - كه لعنت خدا بر او باد - و خدمت و درازاى همراهىاش را [ با امامان ] مىدانيد ؛ ولى با وجود آن ، خداوند ، هنگامى كه آن كار زشت را كرد ، ايمانش را به كفر ، دگرگون ساخت و در انتقامش شتاب ورزيد و مهلتش نداد . ستايش ، ويژهء خداى بىهمتاست و خداوند بر محمّد و خاندانش درود و سلام بفرستد » . « 2 »
668 . رجال النجاشى : ابو جعفر محمّد بن على شلمغانى مشهور به ابن ابى عزاقر ، از اصحاب متقدّم ما بود ؛ امّا حسادت به ابو القاسم حسين بن روح ، او را به رها كردن مذهب شيعه و در آمدن به مذهبهايى پست وا داشت ، تا آن جا كه توقيعهايى در مورد او بيرون آمد و حاكم وقت ، او را گرفت و كُشت و به دار آويخت . « 3 »
669 . الغيبة ، طوسى : گروهى به نقل از ابو محمّد هارون به ما خبر دادند كه محمّد بن همّام مىگويد : ذى حجّهء سال سيصد و دوازده ، توقيعى به دست شيخ ابوالقاسم حسين بن روح ، در لعن بر ابن ابى عزاقر رسيد كه هنوز نَم داشت و مركّب كاغذ ، خشك نشده بود .
هامش
( 1 ) . عروة بن يحيى بغدادى معروف به « دهقان » : غالى و ملعون كه بر امام هادى عليه السلام و امام عسكرى عليه السلام دروغمىبست و اموال متعلّق به امام عسكرى عليه السلام را براى خودش برداشت تا اين كه مورد لعن امام عليه السلام واقع شد و به شيعيان دستور داد كه بر او به سبب بردن اموال ، نفرين بفرستند ( ر . ك : رجال الكشّى : ج 2 ص 842 ش 1086 ، خلاصة الأقوال : ص 244 ش 9 ) .
( 2 ) . رجال الكشّى : ج 2 ص 816 ح 1020 ، بحار الأنوار : ج 50 ص 318 ح 15 .
( 3 ) . رجال النجاشى : ج 2 ص 293 ش 1030 .