داخل خانه شو و به سوى اتاقى برو كه در آن ، چراغ است .
من چنين كردم و به سوى در رفتم . باز بود . داخل خانه شدم و به سوى همان اتاقى رفتم كه زن توصيف كرده بود و در حالى كه ميان دو قبر ، گريه و زارى مىكردم ، صدايى شنيدم كه مىگفت : « اى محمّد ! تقوا پيشه كن و از هر چه در آن هستى ، باز گرد ، كه تو كار بزرگى را به گردن گرفتهاى » . « 1 »
1 / 4 ختم نبوّت و پايههاى علم امام ( ع )
662 . دلائل الإمامة - به نقل از على بن محمّد سَمُرى - : به امام عليه السلام نامه نوشتم و از دانشهاى نزد او پرسيدم .
در توقيع نوشت : « دانش ما ، سه گونه است : گذشته ، باقىمانده و نوپديد . دانش گذشته ، تفسير ، دانش باقى مانده ، موقوف « 2 » و دانش نوپديد ، تابيده بر دلها و دميده در گوشهاست و آن ، برترين دانش ماست و پيامبرى پس از پيامبر ما نيست » . « 3 »
1 / 5 تكذيب كسانى كه پنداشتهاند امام عسكرى ( ع ) بدون جانشين از دنيا رفته است
663 . الغيبة ، طوسى - با سندش به نقل از على بن ابراهيم رازى - : شيخ مورد اعتماد ،
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 486 ح 8 ، دلائل الإمامة : 526 ح 499 ، الخرائج و الجرائح : ج 3 ص 1116 ح 31 و ص 1117 ح 32 ، بحار الأنوار : ج 53 ص 185 ح 16 .
( 2 ) . در الكافى و برخى نسخههاى آن ، « مزبور ( به معناى مكتوب ) » و « مرموز » هم آمده است كه با توجّه به آن و شرح ملّا صالح مازندرانى بر الكافى ، سه دسته دانش امامان به معناى : علم به گذشته از طريق وراثت علم از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ، علم به وقايع جارى با در دست داشتن كتاب : على عليه السلام و دانش مكتوب فاطمه عليها السلام ، و علم به حوادث و تغييرات هستى از طريق الهام ربّانى و سخن گفتن فرشتگان الهى با ايشان است كه برترين علم ايشان است و چون مقام بالايى است ، امام عليه السلام بلافاصله فرموده است : اين به معناى نبوّت نيست .
( 3 ) . دلائل الإمامة : ص 524 ح 495 .