به مدلول ظاهرىِ اين روايت ، علّامهء مجلسى رحمه الله چنين پاسخ گفته است :
شايد مراد [ در اين روايت ] ، نبودنِ حجّت و عالِم ظاهر و پيدا باشد [ و نه هيچ حجّت و عالِمى ، هر چند پنهان از نظر ] ؛ چرا كه اخبار فراوانى بر اين دلالت دارند كه زمين هرگز از حجّت ، خالى نبوده است . « 1 »
بر فرض كه اين توجيه را نپذيريم ، انتساب حديثِ ياد شده به امام عليه السلام ، ثابت نيست ؛ زيرا در كتاب الاصول الستّة عشر آمده و انتساب آن كتاب به مؤلفانش ثابت نيست . افزون بر اين ، زيد نَرْسى كه راوى اين حديث است ، توثيق نشده است و بر فرض كه بتوانيم سند روايت را بپذيريم ، متن آن نمىتواند با احاديث صحيح و مشهور و مقبول در نزد محدّثان وعلما - چنان كه ملاحظه شد - ، معارضه كند .
2 . بقاى زمين منوط به امام ظاهر
در بسيارى از احاديثى كه گذشت « 2 » يا خواهد آمد ، « 3 » تصريح شده كه بقاى نظام زمين ، در گرو وجود امام ظاهر يا باطن است . تنها در يكى از احاديث ، كلمهء « أو باطن » وجود ندارد . متن اين حديث ، در بصائر الدرجات چنين است :
حدّثنا محمّد بن عيسى ، عن الحسن بن محبوب و الحجّال ، عن العلا ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبى جعفر عليه السلام ، قال : لا تَبقَى الأَرضُ بِغَيرِ إمامٍ ظاهرٍ . « 4 »
محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب و حجّال ، از علا ، از محمّد بن مسلم نقل كرده كه امام باقر عليه السلام فرمود : « زمين ، بدون امام ظاهر ، دوام نمىآورد » .
با عنايت به صحّت سند اين حديث ، اين سؤال پيش مىآيد كه : آيا مدلول آن مىتواند با ساير روايات ، تعارض داشته باشد ؟
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : ج 4 ص 122 .
( 2 ) . ر . ك : ص 214 ح 16 .
( 3 ) . ر . ك : ج 3 ص 181 ( بخش سوم / فصل سوم : بركات تكوينى امام غايب عليه السلام ) .
( 4 ) . بصائر الدرجات : ص 486 ح 14 .