است و آنان ادعاى شيعيان را نپذيرفتهاند .
گفتنى است كه اين دليل ضرورت امام غايب را هم اثبات نمىكند ؛ بلكه با فرض وجود منقولاتى در اين باره ، صحّت آن نقلها را اثبات مىكند و در واقع تنها مؤيّدى بر دليل نقلى است .
12 . برهان مظهر جامع
ابن عربى معتقد است دليل تجلى خدا اين بود كه خداوند خواست خود را در كون و مظهر جامعى كه همهء كمالات را در خود دارد ببيند . « 1 » بنابراين وجود انسان كامل در هر زمان لازم است و مصداق آن انسان كامل امام معصوم است .
اين برهان براى كسى پذيرفتنى است كه مبانى عرفانى همچون نظريهء تجلّى و علّت و انگيزهء تجلّى را قبول داشته باشد . افزون بر اين مىتوان گفت : حتّى اگر يك انسان كامل هم تحقّق يابد ، انگيزهء خدا محقّق شده و ديگر ضرورتى براى تكرار نيست ؛ مگر اين كه بگوييم : تكرار هم انگيزهء خدا بوده است كه در اين صورت بايد دليلى براى اثبات اين انگيزه اقامه شود .
13 . برهان تجلى اعظم
بر اساس مبانى عرفانى هر اسمى اقتضاى تجلى خاصى در عالم دارد . در ميان اسماء اسم اعظم كاملترين تجلّى را خواهد داشت كه همان انسان كامل و معصوم است و در حال حاضر مصداق آن امام مهدى عليه السلام است . اين برهان به دليل قبلى باز مىگردد و همان اشكالها به اين هم وارد است .
14 . برهان تقابل الوهيت و عبوديت
خداوند در الوهيت كامل است . به مقتضاى تقابل بين الوهيت و عبوديت ، و لزوم
هامش
( 1 ) . ر . ك : فصوص الحكم ، ابن عربى ، فص حكمة الهية فى كلمة آدمية .