امام معصوم است كه در زمان ما بر امام مهدى عليه السلام انطباق مىيابد .
اين برهان را با ادبيات دينى مىتوان به اين شكل مطرح كرد كه براى رشد و تعالى جامعه نيازمند حكومت دينى هستيم و كاملترين شكل حكومت دينى ، كه مىتواند به بهترين نحو انسانها را به سوى كمال رهنمون سازد ، حكومتى است كه امام معصوم در رأس آن باشد .
اشكال اين برهان اين است كه ربطى به مدعا ، كه اثبات امام غايب است ، ندارد ؛ چون امام غايب در رأس حكومت نيست ؛ بلكه امام حاضر ، آن هم به شرط بسط يد و قدرت ، مىتواند رياست حكومت را در دست بگيرد . از اين رو حتّى امامان پيشين عليهم السلام هم در زمان حضورشان در رأس حكومت نبودهاند . بنا بر اين جامعهء آرمانى ( مدينهء فاضله ) با واقعيت موجود تفاوت دارد .
11 . برهان حساب احتمالات
شهيد سيد محمّدباقر صدر پس از ذكر دلايل نقلى ، دليل عقلى براى وجود امام عصر را چنين بيان مىكند : در هفتاد سال غيبت صغرا اخبار و نامههاى زيادى توسط نواب اربعه به مردم رسيد . اين نامهها همه به يك خط و يك روش و يك انشا بود ؛ گرچه توسط چهار نفر در طول هم ابلاغ مىشد . اين مطلب مسلم و مورد اجماع است . از سوى ديگر اين مطلب عقلًا قابل قبول نيست كه موضوع دروغى هفتاد سال مطرح شود و هيچ اشكال و شك و شبههاى پيش نيايد . پس با حساب احتمالات اثبات مىشود كه احتمال دروغ بودن موضوع قابل اعتنا نيست . « 1 »
اين استدلال هم تمام نيست ؛ چون بسيارى از دروغها هستند كه قرنها جريان داشته و اقوامى بدانها معتقد بودهاند ( مثل محور بودن زمين براى خورشيد و ديگر كواكب و سيّارات ) . افزون بر آن ، شبهه و اشكال در ميان غير شيعيان وجود داشته
هامش
( 1 ) . ر . ك : سخنى پيرامون حضرت مهدى عليه السلام از شهيد صدر ، نور مهدى ص 41 - 36 .