تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت نامه جوان ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

در نامه ، صحبتى از مطالب آن گروه ، نيامده بود ، نه زياد و نه كم . مفضّل ، وقتى نامه را خواند ، آن را به زراره داد و او ، آن را به محمّد بن مسلم داد و نامه در دست همه چرخيد . آنگاه ، مفضّل گفت : [ درباره اين فرمان ، ] چه مىگوييد ؟ گفتند : اين ، ثروتى عظيم مىطلبد . باشد تا درباره‌اش بينديشيم و آن را جمع كرده ، نزد تو بياوريم . نمىتوانيم بدان دست يابيم ، مگر تو را ببينيم و سپس ؛ در اين مسئله بينديشيم . « 1 » خواستند بيرون بروند كه مفضّل گفت : بايد ناهار را نزد من بخوريد ، و آنان را براى ناهار نگه داشت . مفضّل ، به دنبال دوستانى كه از آنان بدگويى شده بود ، فرستاد . آنها آمدند . نامه امام صادق عليه السلام را براى آنان خواند . آنها بيرون رفتند و مفضّل ، همچنان ، آن گروه [ اوّل ] را به بهانه ناهار ، نگه داشت . طولى نكشيد كه جوانان آمدند و هر يك به اندازه توان ، هزار يا دو هزار و بيشتر يا كمتر ، با خود آورده بودند . پيش از آن كه آنان از ناهار خوردن ، دست بكشَند ، دوازده هزار درهم آماده كردند . مفضّل ، رو به آنان كرد و گفت : مىگوييد اينان را از خود برانم ؟ گمان مىبريد خداوندِ متعال به نماز و روزه شما نياز دارد ؟ ! بيان : نكوهش شدن مُفَضَّل از سوى كوفيان ، به خاطر رفت و آمد وى با گنهكاران و برخى افراد نابه‌هنجار جامعه است كه خطاهاى آنان ، مورد تأييد امام معصوم عليه السلام نيست ؛ امّا امام عليه السلام با اين كار ( در صورت درستى اين گزارش ) ، شخصيّت تأثيرگذار مفضّل را به اصحاب ، مىنمايانَد ؛ و گر نه ، چنين معاشرت‌هايى ، براى افرادى كه تأثيرپذيرند ، و بويژه جوانان ، سودمند نيست .

هامش
( 1 ) اين عبارت ، به صورت‌هاى گوناگون ، نقل شده است . و در كتاب مستدرك الوسائل ، عبارت چنين است : « . . . نَحمل إليك ، ثمّ تدرك الإنزال بعد نظرٍ فى ذلك ؛ . . . نزد تو بياوريم و تو پس از بررسى ، آن را ارسال كنى . » ( خاتمة المستدرك : ج 4 ص 101 ) . البته نقل‌هاى ديگرى نيز دارد . ( ر . ك : رجال الكشى : ص 2 صلى الله عليه و آله 3 ش 2 صلى الله عليه و آله 5 ) . م .