علّامه مجلسى ، با استفاده از تسلّط شگفتانگيز خود بر لغت و كتابهاى غريب الحديث و نيز موارد استعمال آن واژه در احاديث ديگر ، توانسته است تفسير حديث با حديث به دست دهد . « 1 » از ديگر فعّالان در حوزهء غريب الحديث ، سيّد نعمة اللَّه جزائرى ( م 1112 ق ) است . وى اخبار و احاديثى را كه به نظرش غريب مىآمده ، در كتاب غرائب الأخبار و نوادر الآثار گردآورى نموده « 2 » و آنچه احتياج به توضيح داشته با عناوين « بيان » و « ايضاح » به توضيح آن پرداخته است .
حاشيهنويسى
از ابتداى قرن دهم هجرى ، حركتى علمى در جهت شرح ، حاشيه و تعليقهنويسى « 3 » بر كتب اربعه به وجود آمد و آثار زيادى در اين باره فراهم آمد .
آقا بزرگ تهرانى ، در مقايسهء حاشيهنويسى قبل و بعد از اين دوره به لحاظ كمّى و كيفى مىنويسد :
كتابت حواشى ، قبل از قرن دهم هجرى ، منحصر در كشف بعضى پيچيدگىها و شرح عبارات مشكل متن بود . چيزى كه اين دوره را نسبت به دورهء بعد آن ممتاز مىساخت ، اين بود كه متن را به همراه تعليقه مىآوردند ؛ امّا در عهد صفوى و قاجار ، هم بر تعداد حواشى افزوده شد ، و هم عبارات مشكل و پيچيدهاى در آن راه يافت ؛ چرا كه متن را به هنگام تعليقهنويسى نمىآوردند . « 4 » نويسنده ، آرا و نظريّات خود را در قالب « حاشيه » ارائه مىداد و عبارتهاى « قال
هامش
( 1 ) . مجلّهء علوم الحديث ، ش 13 ، ص 103 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 16 ، ص 29 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 10 ، ص 188 .
( 3 ) . بنا بر گفتهء صاحب الذريعة ، بين تعليقه و حاشيه ، تفاوت چندانى وجود ندارد ؛ ولى در اصطلاح عامّه ، تعليقهاختصاص به علوم عقلى و حاشيه ، اختصاص به غير آن دارد ( الذريعة ، ج 6 ، ص 7 ) .
( 4 ) . همان جا .