جوهرى در الصحاح استفاده كرده و آنها را مطابق مادّهء كلمه و بر طبق حرف آخر ، ترتيب الفبايى داده است و براى آسان كردن دستيابى مراجعهكنندگانى كه از علم صرف و اشتقاق ، اطّلاع چندانى نداشتند ، حرف همزه و الف منقلبه از « واو » و « ياء » را يكسان به شمار آورده و همهء كلمات مهموز اللّام و ناقص را در حرف « الف » كتاب ، جاى داده است . « 1 » طريحى ، در تفسير و شرح حديث و واژههاى غريب آن ، به خاستگاه آنها هم نظر داشته و تلاش كرده است خود را از تفسيرهاى مكرّر ، ولى بدون سند و اعتبار - كه ساخته و پرداختهء اخبارگويان و قصّهپردازان ( و نه گفتهء راويان وحى ) است ، دور نگه دارد . او همچنين بر اساس بهرهگيرى از علم اهل بيت عليهم السلام ، مصداقهاى منطبق شده را به عنوان معانى واژهها ذكر مىكند . « 2 » در اين حوزه ، علاوه بر مجمعالبحرين ، كتاب ديگرى هم به نام غريب الحديث الخاصّة به طريحى نسبت مىدهند . « 3 »
1 . غريب حديث « الوافى »
ملّا محسن فيض كاشانى ( م 1091 ق ) به بيان الفاظ مبهم و مشكل كتاب الوافى پرداخته و در تفسير بعضى الفاظ كه كمتر نياز به تفسير داشتهاند ، كوشيده است كه از هيچ موردى چشمپوشى نشود تا افراد بيشترى از آنها استفاده كنند . وى در مقدّمه بر اساس درخواست اين گونه تفسير كردن جمعى از وى ، اين الفاظ را تفسير كرده است . « 4 » مرحوم فيض ، در برخى موارد هم مشكلات را به صورت حديث به حديث ،
هامش
( 1 ) . مجمع البحرين ، ص 2 ؛ مجلّهء علوم الحديث ، ش 13 ، ص 101 .
( 2 ) . همان جا .
( 3 ) . رياض العلماء ، ج 4 ، ص 332 .
( 4 ) . يادنامهء مجلسى ، ج 1 ، ص 245 : « جوامع حديثى شيعه و بحار الأنوار » ، محمّدكاظم رحمان ستايش .