حل نموده است ؛ يعنى در صورتى كه شرح حديث به واسطهء حديث ديگرى ممكن باشد ، ولو كه روايت در كتب اربعه نباشد ، روايت را به عنوان شرح ، آورده است . در صورت عدم وجود روايت ديگرى كه حديث مورد نظر را شرح دهد ، بيان يكى از مشايخ ثلاثه را ( كه در كتب اربعه آمده است ) و يا كلام يكى از علما را نقل كرده است ، يا آن كه نظر بزرگان لغويان را در شرح الفاظ حديث ، آورده است و در صورتى كه هيچ يك از شيوههاى مزبور در شرح حديث ممكن نبود ، بر اساس برداشت عقلى شخصى خويش ، به شرح حديث پرداخته است . « 1 »
2 . غريب حديث « بحار الأنوار »
علّامهء مجلسى ، در جريان تدوين بحار الأنوار و شرح جوامع روايى شيعه ، واژههاى بسيارى را تفسير نموده است . وى در اين باره در مقدّمهء بحار الأنوار مىنويسد :
رواياتى را كه نياز به كشف معانى آنها بوده است ، به بيانى رسا توضيح دادهام . بنا را بر حدّاكثر اختصار گذاشتم تا موجب درازْ دامن شدن بابها و بسيارى حجم كتاب نشود و طالبان در استفاده از كتاب ، مشكلى نداشته باشند . « 2 » وى با تعبيراتى چون : أقول ، بيان ، تنوير ، ايضاح ، تبيان ، توضيح ، شرح ، تبيين ، فَذْلَكه و . . . به توضيح مضمون حديث پرداخته است . آنچه كه از مجموع گفتار ايشان استفاده مىشود ، آن است كه وى در مقام بيان هر آنچه كه مربوط به روايت مىشده ، نبوده است ؛ بلكه به صورت اشاره ، مشكل روايات را حلّ كرده است و خود نيز در مواردى ، تفصيل بحث را به كتاب ديگرش مرآة العقول « 3 » يا به منابع ديگرى ارجاع داده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . الوافى ، ج 1 ، ص 40 ؛ يادنامهء مجلسى ، ج 1 ، ص 244 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 4 - 5 ؛ يادنامهء مجلسى ، ج 1 ، ص 263 - 264 .
( 3 ) . بحارلأنوار ، ج 3 ، ص 53 .
( 4 ) . ر . ك : همان ، ج 1 ، ص 129 و ج 69 ، ص 218 ؛ يادنامهء مجلسى ، ج 1 ، ص 264 .