كرده است .
9 . الرجال ، « 1 » از محمّد حسن حرّ عاملى ( م 1104 ق ) . فايدهء آخر ( دوازدهم ) ، خاتمهء وسائل الشيعة است كه خلاصهاى است در علم رجال ، مشتمل بر ممدوحان و مذمومان به ترتيب حروف آغاز نامها و در پايان بابى در كنيهها و بابى ديگر در نسب و القاب آمده ، و در خاتمه ، چند فايدهء رجالى ذكر شده است . تأليف اين كتاب ، در سال 1073 ق ، به پايان رسيده است .
10 . نضد الايضاح فى ترتيب « ايضاح الاشتباه » ، « 2 » از علم الهدى محمّد بن محسن كاشانى ( م 1115 ق ) . مؤلّف ، كتاب إيضاح الاشتباه فى أسماء الرواة علّامه حلّى ( م 726 ق ) را از جهت مراعات آغاز نامها ، ترتيب دقيقترى داده و مطالبى با عناوين « أقول » بر آن افزوده و در سال 1086 ق ، به پايان برده است .
فقه الحديث
فقه الحديث ، به معناى فهم معارف روايات و تبيين آنهاست . حال ، با اين ديدگاه ، اگر فقه الحديث را در اين دوره بررسى نماييم ، متوجّه خواهيم شد كه علماى اصولى شيعه - چنانكه گفته شد - از همان زمان ورودشان به ايران ، به تحكيم مبانى علم حديث پرداختند و بناى فعّاليتهاى حديثى خويش را بر محور درايه گذاشتند .
بزرگانى همچون شهيد ثانى ، شيخ حسين عبدالصمد و شيخ بهايى ، بنيانگذاران اين تفكّر بودند و منظور آنها از فعّاليتهاى حديثى ، فهم حديث بودند ، نه نقل حديث .
اگر معناى حاصل از فقهالحديث را در حوزهء وسيعى به كار گيريم ، بدين صورت
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 10 ، ص 144 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 7 ، ص 89 ؛ فهرست نسخ خطّىمركز احياء ميراث اسلامى ج 1 ، ص 254 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 24 ، ص 186 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 21 ، ص 55 .