كتاب الوجيزة « 1 » تلخيص نموده و در واقع ، وى اين قواعد را به جاى مقدّمه بر كتاب الحبل المتين خود ، نگاشته و در سال 1010 ق ، به پايان رسانده است .
از اواسط قرن يازدهم هجرى به بعد ، شيخ فخر الدين بن محمّد على طريحى نجفى ( م 1085 ق ) ، خالق اثرى به نام جامع المقال فيما يتعلّق بأحوال الحديث و الرجال « 2 » گرديد . وى در اين كتاب ، اصطلاحات و مطالبى كه براى شناخت حديث و روايات لازم است ، جمعآورى نموده است . اين كتاب در يك « مقدّمه » و دوازده « باب » و يك « خاتمه » گردآورى شده و به الدراية لمعرفة الراوى و الرّواية ملقّب گشته و در سال 1057 ق ، نگارش آن به پايان رسيده است .
رجال
در قرن دهم هجرى به دنبال توجّه به حديث و گسترش فعّاليتهاى حديثى ، بررسى اسناد احاديث ، مورد توجّه محقّقان قرار گرفت . به دنبال اقداماتى از قبيل احياى كتب حديثى ، شرح و حاشيه و تعليقهنويسى بر كتب اربعه ، همين سياست دربارهء كتب اربعهء رجالى « 3 » هم در پيش گرفته شد .
محقّقان قرنهاى دهم و يازدهم هجرى ، با توجّه به آثار پيشينيان در علم رجال ، دست به كارهاى تازهاى زدند . اوّلين فعاليّت رجالى شناخته شده در اين دوره ، نهاية الآمال فى ترتيب خلاصة الأقوال ، « 4 » تأليف نورالدين علىبنعلى منعل قمى ( ق 10 ق ) است كه در سال 974 ق ، به پايان رسيده است . مؤلّف در اين كتاب ، دو بخش « ثقات » و « ضعاف » كتاب رجالى علّامه حلّى ، خلاصة الأقوال را در دو بخش تنظيم نموده و
هامش
( 1 ) . الذريعة ، ج 25 ، ص 15 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 1 ، ص 39 ؛ فهرست نسخ خطّىكتابخانهء آستان قدس ، مجموعهء ش 12232 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 5 ، ص 73 ؛ فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 9 ، ص 54 .
( 3 ) . رجال النجاشى ، رجال الكشى ، الفهرست و الرجال شيخ طوسى .
( 4 ) . فهرست نسخ خطّى كتابخانهء آية اللَّه مرعشى ، ج 12 ، ص 335 .