تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
اين تفسير را به لحاظ تلاش علمى موفّق در جمع روايات ، مفيد دانسته و آن را بهتر از تفسير البرهان مىدانند . « 1 »

دو . ترجمه و فارسى نگارى در قرن دهم و يازدهم هجرى

با روى كار آمدن صفويان و رسمى شدن مذهب شيعه در ايران ، از آن‌جا كه زبان رسمى آنها فارسى بود ، تدوين آثارى را به اين زبان در زمينه‌هاى گوناگون ، اقتضا مىكرد و به همين لحاظ ، ضرورت فارسى كردن متون مذهب شيعه ، در رأس اقدامات فرهنگى دولت جديد قرار گرفت . به دنبال چنين حركتى ، بسيارى از متون دينى رايج شيعه به زبان فارسى ترجمه گرديد . اين در حالى بود كه زبان رسمى و رايج در حوزه‌هاى علمى اسلامى ، زبان عربى بود و استفادهء از آن ، غالباً نشانهء دانايى و توانايى مؤلّف به شمار مىرفت و به لحاظ اشتراك همهء مسلمانان در نياز به زبان عربى ، دانشمندان و علما مايل بودند با عربىنويسى آثار خود ، امكان استفادهء شمار بيشترى از مسلمانان را فراهم آورند . « 2 » امّا گرايش به عربىنويسى ، مردمان آن روزگار را به علّت عدم آشنايى با آن ، دچار مشكل مىنمود و حكومت ، مجبور بود كه چاره‌انديشى نمايد و مردم را از سردرگمى نجات دهد . سلاطين صفوى ، خود ، رسماً از عالمان مىخواستند تا به ترجمهء اين آثار بپردازند . « 3 » نخستين كسى كه در عهد شاه اسماعيل صفوى و به درخواست او كتاب فقهى به زبان فارسى نوشت ، كمال‌الدين حسين بن شرف‌الدين اردبيلى ، معروف به « الهى اردبيلى » بود . كتاب وى ، خلاصة الفقه نام داشت كه گاهى از آن به شرعيّات ، ياد مىشود .
هامش
( 1 ) . المفسّرون حياتهم ومنهجهم ، ص 732 . ( 2 ) . علّامهء مجلسى ، ص 89 . ( 3 ) . علل بر افتادن صفويان ( مكافات‌نامه ) ، ص 382 .