ديدم كه مردم اين زمان به تفسير رو آوردهاند و از كسى كه از اهل بيت عليهم السلام نقل نكرده ، چيزى را مىگيرند ، در حالى كه قرآن در منزل آنان نازل شده و علمى دارند كه ديگران ندارند . . . در كتاب « هادى . . . » بسيارى از روايات تفسيرى اهل بيت عليهم السلام را ( قبل از برخوردم به تفسير شيخ ثقه عيّاشى و تفسير محمّد بن عباس بن ماهيار و . . . ) جمع كرده بودم . و اين كتابم ( البرهان ) ، تو را به بسيارى از اسرار علم قرآن ، مطّلع مىسازد و تو را به آنچه كه گويندهء تفسير از فهم آن عاجز است ، راهنمايى مىكند و براى تو آنچه را كه دربارهء علوم شرعى ، قصص ، اخبار نورانى و فضايل اهل بيت اماميه است ، توضيح مىدهد . « 1 » وى قبل از ورود به بحث تفسير ، هفده باب به عنوان « فوايد بحث » آورده و در هر كدام ، توضيحاتى داده است . روش وى در اين تفسير بدينگونه است كه هرگاه در تفسير آيهاى ، روايتى به طور صريح از اهل بيت عليهم السلام پيدا نمىكرد ، كلام على بن ابراهيم قمّى را به منزلهء روايت ، در تفسير خويش مىآورد و علّت آن را منسوب بودن اين تفسير به امام صادق عليه السلام مىدانست . « 2 » تأليف اين اثر در سال 1095 ق ، صورت گرفته است .
10 . نور الثقلين ، از شيخ عبد على بن جمعة عروسى حويزى ( م 1112 ق ) .
مصنّف در اين تفسير ، بر احاديث منقول از رسول اكرم و اهل بيت عليهم السلام اعتماد نموده است . وى به لحاظ وسعت اطّلاعات و كثرت جستجويش در منابع مختلف ، راه تحقيق را براى محقّقانى كه در تحقيق متون كار مىكردند ، هموار كرد و احاديث صحيح را از ميان آنها استخراج نموده ، روايات ضعيف و مضطرب را دستهبندى كرده است .
اين تفسير ، حاوى بسيارى از روايات اهل بيت عليهم السلام در تفسير قرآن كريم است
هامش
( 1 ) . همان جا .
( 2 ) . المفسرون حياتهم و منهجهم ، ص 201 .