آوردم . . . به طور كلّى ، علىرغم كثرت مفسّران و تفاسيرشان تا حال نديدم كسى تفسير تهذيب شده و شفاف ، كامل ، كافى و واضح بياورد تا عطشها را فرو نشانَد و از نظريّات عوام به دور باشد و صرفاً از احاديث اهل بيت عليهم السلام استنباط شده باشد . به فضل و كرامت خداوند ، اميدوارم كه تفسير « الصافى » همان باشد كه اين ابهامها را رفع نمايد . « 1 » روش فيض ، بدين گونه است كه ابتدا به محكمات قرآنى مراجعه مىكند ، به لحاظ اين كه « القرآن يفسّر بعضه بعضاً » ؛ و گرنه به احاديث معتبر منقول از اهل بيت عليهم السلام كه در كتابهاى معتبر نقل شده ، مراجعه مىكند . اگر موفّق به پيدا كردن حديث از آنها نشود ، آنچه را علماى تفسير نقل كردهاند ، در صورت موافق بودن با قرآن ، نقل مىكند .
7 . تفسير الأئمة لهداية الأمّة . « 2 » از ملّا محمّد رضا بن عبدالحسين نصيرى طوسى ( م ح 1100 ق ) . تفسير وى در سه جلد است كه صاحب الذريعة ، دو جلد آن را ديده است .
در جلد اوّل ، مقدّمات تفسير را در نزديك به بيست فصل ، ترتيب داده و سپس ، شروع به تفسير سورهء فاتحه نموده و تعدادى از آيات سورهء بقره را تا آخر « وهم يوقنون » تفسير كرده است .
جلد دوم آن ، از اوّل سورهء توبه تا آخر سورهء هود است كه صاحب الذريعة ، آن را در نجف در كتابخانهء مرحوم شيخ محمّد جواد محيىالدين جامعى ديده است .
صاحب الذريعة از بقيّهء مجلّدات آن اظهار بىاطّلاعى مىكند .
روش مؤلّف در اين تفسير بدينگونه است كه نخست ، آيه را با ترجمهء فارسى آن نگاشته و سپس به تفسير آيه مشغول مىگردد . آنگاه ، احاديثى را ابتدا به فارسى و سپس به عربى نقل مىكند و دربارهء هر آيه يا مجموعه آياتى كه تفسير نموده است ،
هامش
( 1 ) . الصافى ، ج 1 ، ص 14 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 4 ، ص 238 ؛ طبقات مفسّران شيعه ، ص 262 - 263 .