است .
علما و مفسّران با استفاده از احاديث منقول از پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام ، به تفسير قرآن پرداختند و بعضى ( مانند حويزى ) به حديث آنقدر اهمّيت مىدادند كه اگر دربارهء آيهاى از قرآن ، حديثى نقل نشده بود ، از كنار آيه گذشته ، آن را در تفسير خويش نمىآوردند و بنا به ادّعاى برخى علما ، مشكلات قرآن را به وسيلهء احاديث رفع مىنمودند ، چنانكه محمّد تقى مجلسى گفته است :
و از نظر اين فقير ، مستندات علم فقه ، منحصر در قرآن و حديث است و ظاهر شد كه معرفت قرآن نيز به حديث حاصل مىشود . پس ، بنا بر اين ، علم منحصر است در علم به احاديث منقول از حضرت سيّدالمرسلين و ائمهء معصوم عليهم السلام . « 1 » تفاسير روايى قرن دهم و يازدهم هجرى ، از لحاظ آمارى ، در تاريخ تفسير شيعه ، داراى امتيازات خاصّ است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم .
1 . تفسير ترجمة الخواصّ ، « 2 » از ابوالحسن على بن حسن زوارهاى ( م 947 ق ) ، شاگرد محقّق كَرْكى ( م 940 ق ) و استاد ملّا فتح اللَّه كاشانى ( 988 ق ) اين كتاب به زبان فارسى تأليف شده است .
مؤلّف در اين تفسير به آياتى پرداخته است كه در شأن و منزلت اهل بيت عليهم السلام است و آن آيات را بر حسب احاديث و روايات موثّقى كه از ائمه عليهم السلام رسيده ، تفسير كرده است و در لابهلاى مباحث نقلى آن ، مطالب عقلى و عرفانى نيز ديده مىشود .
نگارش اين تفسير در سال 946 ق ، به پايان رسيده است . در ابتداى آن آمده است :
حمد بى حد و شكر بلا حد ، مُنعمى را سِزَد كه شقايق حقايق قرآنى در حدايق صدور انسانى بشكافانيد .
صاحب الذريعة ، نسخههاى آن را در اسلامبول و خزانهء رضويه ديده است .
هامش
( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 1 ، ص 22 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 4 ، ص 100 ؛ طبقات مفسّران شيعه ، ج 2 ، ص 369 - 370 .