تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
علّامهء مجلسى با وجود زمينه‌هاى فكرى مخالف و وجود نشانه‌هاى عدم اعتنا به احاديث اهل سنّت ، همهء كتاب‌هاى مهمّ حديثى را كه تأليف عالمان اهل سنّت بوده‌اند ، مطالعه كرده و براى استفاده‌هاى گوناگون ، همچون : تأييد احاديث شيعه ، تعيين موارد تقيّه ، احتجاج و استدلال و يا بيان و كشف مشكلات لغوى و معنوى آنها ، نقل كرده است . « 1 » هر چند اين عمل ، عيب نيست و منطقى هم به نظر مىرسد ؛ ولى آنچه مطرح است ، نفسِ استفاده از آثار اهل سنّت است . در واقع ، يكى از نقاط قوّت روش علّامهء مجلسى در بحار الأنوار ، توجّه او به روايات اهل سنّت است . وى در فصل اوّل مقدّمه آورده است : براى تصحيح الفاظ روايات و تعيين معناى آنها به كتاب‌هاى لغت و كتاب‌هاى شرح حديث اهل سنّت ، مراجعه مىكنم . وى ، بيست كتاب لغت ، 52 كتاب حديث و سيزده كتاب شرح حديث از اهل سنّت را نام برده كه به آنها مراجعه كرده است و مىگويد : گاهى روايات اهل سنّت را نقل مىكنم تا پاسخ آنها را بدهم و يا بر خود آنها استدلال مىكنم و گاهى براى بيان مورد تقيّه يا تأييد روايات شيعه ، آنها را نقل مىكنم . « 2 » علّامهء مجلسى ، دربارهء علل اين استناد و نقل روايات از كتب اهل سنت مىگويد : برخى از علماى شيعه ، احاديث را از كتاب‌هاى اهل سنّت نقل كرده‌اند ، امّا اكنون آن احاديث در كتاب‌هاى آنان وجود ندارد و يا آن كه آن احاديث با آنچه شيعيان نقل كرده‌اند ، تفاوت فراوان دارد . علّت اين مسئله ، يا اختلاف نسخه‌هاى احاديث است و يا آن كه اهل سنّت به جهت عناد اين احاديث را از كتاب‌هاى خود ، حذف كرده‌اند و به همين
هامش
( 1 ) . براى اطلاعات بيشتر ، ر . ك : يادنامهء مجلسى ، ج 2 ، ص 231 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 1 ، ص 25 .