تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
آن ، امامىِ عادل باشند ؛ امّا اخباريان ، اخبار صحيح را عبارت از اخبارى مىدانند كه صدور آنها از معصوم ، ثابت گردد يا به سبب تواتر و يا به سبب احتفاف آنها به قرائن دالّ بر صدور ، هر چند كه راويان آنها امامى عادل نباشند ، و اگر چنين نباشند ، صحيح نخواهد بود ، هر چند تمام راويان آن ، امامى عادل باشند . « 1 » 4 . اصولى در مقام تعارض عقل با نقل ، دليل عقلى را مقدّم مىدارد ، بر خلاف اخبارى كه در مقام تعارض ، تقدّم را با دليل نقلى مىداند و به هنگام تعارض در عقل ، تقدّم را از آن مىداند كه نقلى در تأييد آن باشد . « 2 » 5 . اخباريان ، روايات كتب اربعه را قطعى الصدور دانسته ، تمام احاديث آنها را صحيح و معتبر مىدانند ، مگر اين كه نصّى بر ضعف آن وجود داشته باشد . بنا بر اين ، نيازى به علم رجال در بين آنها نيست ؛ ولى اصوليان ، اين كلّيت را قبول ندارند و احتياج به علم رجال را لازم مىدانند . « 3 »

چهار . تأثير مكاتب اخباريگرى و صوفيگرى بر حديث شيعه در قرن دهم و يازدهم هجرى

حكومت صفويه در قرن دهم و يازدهم هجرى در سير حكومتى خويش ، با دو جريان روبرو گرديد كه هر دو تأثير مستقيمى در حديث شيعه داشت . در واقع ، فضاى حاكم بر جامعهء آن روز حكومت صفوى ، طورى بود كه بر خورد دو انگيزه متضادّ دينى ( مدّعيان تصوّف و عقايد علماى اخبارى ) جوّ عالم تشيّع را متشنّج ساخته بود . « 4 » مكتب تصوّف ، اباحه‌گرى ، تساهل و تسامح بيش از حد و بىرغبتى نسبت به مسائل دينى و فقهى را فراهم آورد و مكتب اخباريگرى ، ظاهرگرايى و ظاهربينى در
هامش
( 1 ) . روضات الجنّات ، ج 1 ، ص 127 ؛ نقدى بر اخباريگرى ، ص 21 . ( 2 ) . روضات الجنّات ، ج 4 ، ص 244 ؛ رساله فاروق الحق ، ص 5 ؛ وحيد بهبهانى ، ص 74 . ( 3 ) . ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 22 . ( 4 ) . قرّة العيون ، ص 11 .