تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
احاديث را رايج ساخت و عقل‌گرايى را تضعيف نمود و به هر نوع حديثى اعتماد ورزيد و . . . . هر دو مكتب ، به لحاظ القا نمودن ذهنيت‌هاى خويش در برابر دين مبين و تفكّر عقلانى محكوم‌اند ؛ ولى نتيجه‌اى كه از حركت‌هاى آنان به دست آمد ، براى حديث شيعه ، قابل توجّه بوده است . با كندوكاو در محتواى فعّاليت‌هاى حديثى اين دوره ، مشخّص مىشود كه به لحاظ گسترش بيش از حدّ تصوّف در اوايل قرن دهم هجرى ، فعّاليت‌هاى علمى نيز در اين دوره در قالب احاديث فقهى رو به افزايش گذاشته است و از اين طريق ، پاسخى مناسب به صوفيان داده‌اند . دربارهء مكتب اخباريگرى هم گفتنى است كه در پرتو اين تفكّر بوده كه حديث شيعه در اين دوره به مرحلهء كمال خود رسيد . هر چند ما شاهد فعّاليت‌هاى پراكندهء حديثى شيعه در قرن دهم تا ظهور مكتب اخباريگرى توسط محمّد امين استرآبادى هستيم ؛ ولى فعّاليت‌هاى حديثى اين دوره ، قابل مقايسه با بعد از آن نيست . حديث شيعه با مكتب اخباريگرى ، مرحلهء رشد و ترقّى خود را آغاز نمود و مجموعه‌هاى حديثى ثانويه در قالب اين تفكّر ، گردآورى شد .

وضعيت حديث اهل سنّت در قرن دهم و يازدهم هجرى « 1 »

مهم‌ترين آثار حوزهء علم الحديث در ميان اهل سنّت به سده‌هاى سوم و چهارم هجرى بر مىگردد كه مهم‌ترين منابع حديثى اهل سنّت به رشتهء تدوين كشيده شدند . از قرن پنجم به بعد ، آثار پديد آمده ، اغلب به صورت جوامع حديثى و يا شرح و حاشيه‌نويسى بر مطالب پيشينيان بوده است كه در مراكز مهمّ حديثى آن عصر ، يعنى « مصر و هند » ، اين فعّاليت‌ها صورت مىگرفته است . « 2 »
هامش
( 1 ) . در تدوين اين قسمت از كتاب تاريخ حديث كاظم مدير شانه‌چى و پايان‌نامهء « بررسى تاريخ حديث اهل سنّت پس از قرن سوم هجرى » نوشتهء خديجهء احمد مهرابى در سال تحصيلى 1378 - 1379 دانشكدهء اصول الدين قم ، استفاده شده است . ( 2 ) . الحديث و المحدّثون ، ص 243 .