تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
باشد ، در قِسم اوّل ، و هرگاه آهنگ جرح فرد داشته يا در ترجيح مدح يا قدح توقّف كرده باشد ، در قِسم دوم مىآورد . « 1 » 2 . علّامهء حلّى ، افراد مختلفٌ فيه را در هر دو قسم ، ذكر نمىكند ؛ بلكه هرگاه مدح فرد را ترجيح دهد ، در بخش نخست و اگر ذم را ترجيح دهد يا توقّف كند ، در قِسم دوم مىآورد . 3 . علّامه ، آنچه را كه از كتاب‌هاى رجال الكشّى يا رجال النجاشى ، يا الرجال يا الفهرست شيخ طوسى يا رجال ابن الغضائرى برگرفته ، مستند خود را ذكر نمىكند و عين عبارات منقول را مىآورد و هرگاه مطالبى از منابع ديگر ( مانند : الغيبةى طوسى يا الرجال ابن عقده يا عقيقى ) نقل مىكند ، مستند خود را ذكر مىكند . همچنين ، در صورت اختلاف ديدگاه‌هاى نويسندگان منابع پنجگانه ، مستند خود را نام مىبرد . از اين نكته ، آشكار است كه هرگاه نويسنده ، مطلبى را بگويد و مستند آن را ذكر نكند ، دانسته مىشود كه در كتاب‌هاى پنجگانهء ياد شده ، آمده است ، هرچند در نسخ ما موجود نباشد . 4 . اهتمام علّامهء حلّى به بيان مدح و قدح راويان است . از اين رو ، به اين نكته كه راوى از اصحاب كدام امام يا امامان بوده ، نمىپردازد . 5 . علّامه در قِسم اوّل ، فقط ممدوحان را مىآورد و بر خلاف ابن داوود ، مهملان را ذكر نمىكند . مفهوم اين سخن آن است كه ايشان به روايات افراد مهمل ، عمل نمىكند . خلاصة الأقوال ، با تحقيق سيّد صادق بحرالعلوم ، توسّط المطبعة الحيدريةى نجف منتشر شده و توسّط منشورات الرضى قم ، تجديد چاپ شده است . نشر تحقيقى ديگر آن به همّت جواد قيّومى به همّت مؤسسهء نشر الفقاهه ، به سال 1417 ق ، انجام پذيرفته است .
هامش
( 1 ) . همان جا .