اصل سوم ، با عنوان : « توابع ولواحق اسرار شرايع الهى » ، دربرگيرندهء قواعد بيان شريعت ، طريقت و حقيقت ، اسرار نبوّت و رسالت و ولايت ، بيان وحى و الهام و كشف و بيان اسلام و ايمان و ايقان است .
به طور كلّى ، وجههء همّت آملى در اين كتاب ، عرضه و تبيين آراى عرفانى با استفاده از آيات و روايات ، و سازگار نشان دادن مبانى دينى و شيعى و ديدگاههاى صوفيان در باب مقولات مهم اعتقادى ( مانند : توحيد ، نبوّت ، ولايت ، اسلام و ايمان ) است .
او خود در اين باره مىگويد :
اين كتاب ، مشتمل است بر اعظمِ اقوال صوفيان و شيعيان و معارضات و مجادلات ايشان . و اقوال علماى ظاهر و سخنان انبيا و اوليا از باب استشهاد . و غرض آن است كه شيعه ، صوفيه و صوفيه شيعه گردند . « 1 » شيخ آقا بزرگ تهرانى نيز در اين زمينه مىنويسد :
حاول فيه الجمع بين المتضادات والمتعارضات من أقوال الصوفيّة وتوجيه كلماتهم بما ينطبق على الشريعة .
آملى ، در جامع الأسرار كوشيد تا ميان سخنان ضدّ و نقيض و ناسازگار صوفيان ، آشتى دهد و گفتار ايشان را بر آنچه منطبق با شريعت است ، توجيه كند . « 2 » از نظر آملى ، فرقهء اماميه ، دو گروهاند : گروهى به ظاهر علوم ائمه عليهم السلام ، يعنى شريعت و اسلام و ايمان پرداختند ، و گروهى به باطن علوم ايشان ، يعنى طريقت و حقيقت و ايقان ، نظر دوختند . گروه نخست ، به « مؤمن » موسوماند و دستهء دوم به « مؤمن ممتحن » ، نامبردار ، و شيعه و صوفيه ، تعبيرى از اين دو است ؛ زيرا شيعى و
هامش
( 1 ) . جامع الأسرار ، ص 611 .
( 2 ) . الذريعة ، ج 5 ، ص 39 . نيز ، ر . ك : رياض العلماء ، ج 2 ، ص 221 .