4 . نويسنده ، در بحث از احاديث عالم ذَر ، به برخى اشكالاتى كه به اين احاديث ممكن است وارد شود ، پرداخته است . در لابه لاى اين مباحث ، به برخى از ديدگاههاى حديثشناسى خود ، اشاره كرده كه در اينجا به طور خلاصه ، مطرح مىشود . از نظر شيخ حسن بن سليمان حلّى ، احاديث ، مانند قرآن كريم ، داراى محكم و متشابه ، خاصّ و عام ، ناسخ و منسوخ ، و مجمل و مفصّل است . از اين رو ، بر مؤمن روا نيست كه حديث را ، اعم از آن كه طريق آن صحيح باشد يا نه ، به دليل وجود مطلبى دشوار در آن ، رد كند . « 1 » از نظر نويسنده ، در برابر احاديثى كه معناى آنها را نمىفهميم ، بايد توقّف كنيم . « 2 » از نظر حلّى ، حديث « بعثنا معاشر الأنبياء نخاطب الناس على قدر عقولهم » كه بيانگر تعدّد و كثرت درجات عقل است ، مستلزم وجوب تسليم در برابر حديث و حرمت ردّ آن است . ليكن حديث مخالف قرآن و سنّت متفقٌ عليه را نمىتوان اخذ كرد . البته تكذيب حديث و راوى آن ، روا نيست ، مگر آن كه آن را به امام معصوم برگرداند و او آن را رد كند .
6 . روضة الشهدا « 3 »
اين كتاب به فارسى و نگاشتهء ملّا حسين واعظ كاشفى ( م 910 ق ) است كه با تصحيح ابوالحسن شعرانى به سال 1349 ش ، منتشر شده است .
نويسنده ، در مقدّمه ، پس از يادكردى از ابتلاى اوليا و مصائب خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام ، تأكيد مىكند كه كتاب را براى استفاده دوستداران اهل بيت عليهم السلام ، بنا به دستور شاهزاده عبد اللَّه ، معروف به سيّد ميرزا ، نگاشته است . عبارت نويسنده در اين باره ، چنين است :
هامش
( 1 ) . عبارت نويسنده ، چنين است : « لايحل لمؤمن أن يردّ الحديث إن صحّ طريقه أو لم يصحّ بما يكون فيه ممّالايستبين معناه ويتضح كالقرآن العزيز » ( همان ، ص 387 ) .
( 2 ) . همان ، ص 388 .
( 3 ) . الذريعة ، ج 11 ، ص 294 ( ش 1775 ) ؛ الكنى والألقاب ، ج 3 ، ص 105 .