تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى هشتم تا يازدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
لوجدناها جميعاً عليهم لا لهم . . . . « 1 » از نظر نويسنده ، بيشتر احاديث اهل سنّت ، در تدبير دنيا و سياست مُلك است ، در حالى كه بيشتر روايات آل محمّد عليهم السلام ، در تدبير آخرت و سياست ملكوت و كشف حقايق است . « 2 » نقد ديگر نويسنده بر روايات اهل سنّت ، آن است كه بسيارى از احاديثى را كه ساختگى بودن آنها روشن است ، روايت مىكنند ؛ احاديثى كه براى رسيدن به اهدافى خاص و تغيير برخى قواعد و تثبيت پاره‌اى قضايا جعل شده است . « 3 » از نظر او ، قرآن ، اختلاف را در آياتى چند ، نكوهش كرده است ، در حالى كه اهل سنّت از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت مىكنند كه : « إختلاف امّتى رحمة » . « 4 » از منابع ياد شدهء كتاب ، السقيفةى عمر بن شيبهء نميرى است . « 5 » نيز پس از ذكر روايات فراوان در فضايل و مناقب اميرمؤمنان مىنويسد : هذا مقنع فى هذا المختصر من روايات القاضى الزاهد العدل أبى الحسن بن على بن محمّد الطيب الجلالى المعروف بأبى نعيم - رضى اللَّه عنه - . « 6 » همچنان كه ياد شد ، نويسنده ، منابع و مآخذ احاديث را ذكر نكرده است . به نظر مىرسد در كنار انبوه گزارش‌هاى تاريخى و احاديثى كه از منابع شناخته شدهء حديثى نقل شده ، پاره‌اى روايات در كتاب وجود دارد كه در منابع حديثى متقدّم ، يافت نمىشود ؛ مانند اين دو روايت :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 188 . ( 2 ) . همان ، ص 189 . ( 3 ) . همان ، ص 202 . ( 4 ) . همان جا . ( 5 ) . همان ، ص 79 . ( 6 ) . همان ، ص 96 .