تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
مىكردند ، دروغگويانى هم وجود داشت . در مورد اهل بيت عليهم السلام نيز با تأسّف بايد گفت كه همين ستم روا داشته شده است ، چنان كه امام صادق عليه السلام مىفرمايد : إنا أهل بيت صادقون لا نخلو عن كذّاب يكذب علينا فيسقط صدقنا بكذبه . « 1 » ما خاندانى راست گفتاريم . از دروغگويى كه بر ما دروغ مىبندند و راستى ما را با دروغش ساقط مىكند ، هرگز در امان نيستيم . حال بايد گفت و با توجّه به وجود دروغگويان در بين راويان احاديث ، هر كس بخواهد درستى صدور احاديث را از معصومان عليهم السلام تشخيص دهد و راويان مورد اعتماد را از دروغگويان باز شناسد ، ناگزير از آشنايى با علم رجال است . از سوى ديگر ، بخش وسيعى از احكام شرعى و معارف الهى مبتنى بر احاديث خاندان عصمت و طهارت است و مجتهد ، براى استنباط احكام ، ناچار از توجّه به سند احاديث و احوال راويان است . به همين دليل ، علماى شيعه از صدر اسلام تاكنون ، در تأليف كتاب‌هايى در خصوص اين علم ، اهتمام ورزيده‌اند و اسامى راويان را به همراه برخى اوصاف ضرورى آنان در كتاب‌هاى خود ياد كرده‌اند . بخشى از اين تلاش‌ها در قرن دوازدهم و سيزدهم و به طور عمده به صورت شرح و حاشيه نويسى بر كتب مربوط ، انجام گرفته است . شايان ذكر است كه در فاصلهء اواخر قرن دهم تا اواخر قرن دوازدهم ، پنج كتاب رجالى مهم تأليف گرديد كه عبارت‌اند از : مجمع الرجال عناية اللَّه قهپايى ( م بعد از 1016 ) ، جامع الرواة اردبيلى ( م 1111 ق ) ، نقد الرجال تفرشى ( م بعد از 1015 ق ) ، منهج المقال استرآبادى ( م 1028 ق ) و منتهى المقال ابوعلى ( م 1216 ) . به اعتقاد صاحب نظران ، مؤلفان اين كتاب‌ها در جمع قرائن براى اثبات وثاقت راوى يا ضعف او كوشش بسيار نموده و به حدسيات و تقريبات نيز اعتماد كرده‌اند . « 2 »
هامش
( 1 ) . رجال الكشى ، ش 174 . ( 2 ) . كليات فى علم الرجال ، ص 112 - 113 .