تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حديث شيعه ( در سده هاى دوازدهم و سيزدهم هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
برخى محقّقان نيز از پاره‌اى روايات ، چنين استفاده مىكنند كه پيامبر اكرم ، بخشى از معانى آيات قرآن و تفسير آنها را از طريق وحى دريافت مىنمود . به عبارت ديگر ، دو گونه وحى بر ايشان نازل مىشد : وحى قرآنى و وحى تفسيرى يا بيانى . يكى از روايات ناظر به اين معنا ، اين روايت است : أ يحسب أحدكم متكئا على أريكته قد يظن أن الله لم يحرم شيئا إلا ما فى هذا القرآن ألا و إنى وعظت و أمرت و نهيت عن اشياء أنها لمثل القرآن أو أكثر . . . . « 1 » آيا يكى از شما درحالى كه به تخت [ خلافت ] تكيه زده ، از روى گمان مىگويد : خداوند ، جز آنچه در قرآن آمده است ، چيزى را حرام نكرده است ؟ بدانيد كه من ، موعظه نمودم و امر كردم و از چيزهايى نهى كردم كه مثل آنهايى است كه در قرآن آمده يا بيشتر از آن است . علّامه سيّد مرتضى عسكرى مىگويد : يك معناى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله ( أنّها لمثل القرآن ) ، اين است كه آن مواعظ و امر و نهىها را نيز از طريق وحى ، دريافت نموده و در شرح احكام الهى ، بيشتر از قرآن است . « 2 » بايد گفت : گرچه مواعظ و امر و نهىهاى رسول اكرم ، در حكم وحى است و بر اساس نصّ قرآن كريم ، پيامبر خدا ،
« وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى »
؛ ولى در اين روايت ، ظاهراً تعبير « لمثل القرآن » ، بيانگر حجم بيانات شريف نبوى است ، نه دريافت آنها از طريق وحى و لفظ « أو اكثَر » هم مؤيّد اين نكته است . به هر ترتيب ، پيامبر اكرم ، آيات قرآن را براى اصحاب ، تفسير و تبيين مىنمود و محكم و متشابه ، مجمل و مبيّن ، ناسخ و منسوخ ، و فروع احكام و جزئيات معارف قرآن را بيان مىكرد . برخى از اصحاب ايشان نيز بر اساس سخنان ايشان ، به تفسير قرآن مىپرداختند . « 3 » البته امام على عليه السلام دست پروردهء پيامبر صلى الله عليه و آله و باب شهر دانش آن
هامش
( 1 ) . القرآن الكريم و روايات المدرستين ، ج 1 ، ص 159 ( به نقل از : سنن أبى داوود ، ج 2 ، ص 64 ) . ( 2 ) . همان جا . ( 3 ) . تاريخ تفسير قرآن كريم ، تهران : اسوه ، 1372 ش ، اوّل .