مطرح شده است ، بدين صورت كه مؤلف ، سندهاى احاديث كتب الكافى ، التهذيب والاستبصار والخصال ، علل الشرائع و الأمالى و چند كتاب ديگر صدوق را از متون آنها مجزّا كرده و به صورت زير عمل كرده است :
بعد از مشخّص نمودن مشايخِ مؤلّف هر يك از كتابهاى ياد شده و تعيين نامهاى ديگر آنها و آوردن آنها تحت يك نام ، آنها را به ترتيب حروف هجا ، مرتّب نموده است . مثلًا در ترتيب أسانيد الكافى ، نام 36 تن از مشايخ محمّد بن يعقوب كلينى را ذكر و از « احمد بن ادريس » آغاز مىكند ، چون هم نام خودش با « الف » آغاز شده و هم نام پدرش . آن گاه ، همهء اساتيد احمد بن ادريس را ذكر مىكند و سپس احاديث وى را بر حسب نام مشايخ او - كه اوّلين آنها احمد بن اسحاق است - بر اساس حروف هجا مرتّب مىسازد . آن گاه ، همهء رواياتى را كه احمد بن ادريس نقل كرده ، ذكر مىكند .
سپس ، به مشايخ ديگر احمد بن ادريس ، از جمله احمد بن عيسى اشاره مىكند و به همين ترتيب ، همهء مشايخ او را به ترتيب ياد شده مىآورد و بعد از ذكر همهء اساتيد احمد بن ادريس ، به سراغ استاد ديگر كلينى ، « احمد بن محمّد » مىرود . « 1 »
فوايد روش آية اللَّه بروجردى
يك . مشخّص شدن تعداد روايت هر راوى :
به وسيلهء مطالعه در كلّيهء اسانيد ، معلوم مىشود كه هر يك از راويان ، چند روايت نقل كردهاند و از اين راه ، درجهء معلومات و اهمّيت مقام علمى وى به دست مىآيد .
دو . مشخّص شدن راويان ساقط شده در سند :
وقتى كه سندهاى كتاب را مطالعه كرديم و معلوم گرديد كه مثلًا فلان راوى ، هميشه با واسطهء فلان شخص ، نقل حديث مىكند ، به احتمال قوى مشخّص مىشود كه اين حديث ، مُرسل است ، يعنى واسطهاى در بين بوده و حذف شده است .
هامش
( 1 ) . جهت اطّلاع بيشتر ، ر . ك : المنهج الرجالى ، ص 171 - 173 .