تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١

شرح ( پرسش و پاسخ )

39 - از بيانات مصنّف كه فرقى بين منشأ ، به واسطهء خبر با منشأ ، به واسطهء صيغه در اينكه هر دو كلّى بوده و اين كلّى حكم است كه معلّق بر شرط مىباشد ، فساد چه چيزى روشن مىشود ؟

( و بذلك قد انقدح . . . عن هذا الاشكال ) ج : مىفرمايد : روشن مىشود ؛ فساد بيانى را كه نقل شده از شيخ در تقريرات در مقام جواب به اشكال مستشكل مبنى بر اينكه معلّق بر شرط در جزاء ، شخص حكم بوده و چگونه در مفهوم ، سنخ حكم منتفى مىشود .

40 - شيخ در جواب اشكال يادشده چه فرموده‌اند ؟

( من التّفرقة . . . و خاصّ فى الثّانى ) ج : مىفرمايد : شيخ در مقام جواب از اشكال ، بين وجوب اخبارى وجوب انشايى فرق گذاشته « 1 » مبنى بر اينكه وجوب در وجوب اخبارى ، كلّى و سنخ وجوب ، معلّق بر شرط بوده « 2 » ولى وجوب در وجوب انشايى ، جزئى و شخص وجوب ، معلّق بر شرط مىباشد . « 3 » در ادامه مىفرمايد : ولى اشكال در هر دو صورت وارد نبوده و در هر دو صورت ، بنا بر مفهوم داشتن جمله شرطيّه ، سنخ حكم منتفى مىباشد .

41 - جواب شيخ به اشكال يادشده در اوّل يعنى در جايى كه وجوب در جزاء در جملهء شرطيّه به نحو وجوب اخبارى بوده چيست ؟

( حيث دفع الاشكال . . . لكون
هامش
( 1 ) - « مطارح الانظار / 173 » . ( 2 ) - يعنى اگر جزاء در جملهء شرطيّه به نحو جملهء خبريّه باشد ، مثل : « إن جاءك زيد فيجب اكرامه » در اين صورت آنچه كه در جملهء خبريّهء جزاء به عنوان مخبر به ، معلّق بر شرط مىباشد عبارت از طبيعت و سنخ وجوب مىباشد . يعنى مطلق وجوب اكرام ، معلّق بر شرط يعنى مجىء مىباشد . ( 3 ) - يعنى اگر جزاء در جملهء شرطيّه به نحو جملهء انشائيه يعنى با صيغهء امر باشد ، مثل : « إن جاءك زيد فاكرمه » . در اين صورت آنچه كه در جملهء انشائيّهء جزاء ، معلّق بر شرط بوده ، عبارت از شخص و مصداق وجوب مىباشد . يعنى همين وجوب مشروط به مجىء ، معلّق بر شرط مىباشد .