من قبل استعمالها فيه : ضمير در « استعمالها » به صيغه و ضمير در « فيه » به وجوب برمىگردد .
فلا تكاد تكون : ضمير در « تكون » به خصوصيّت برمىگردد . در بعضى از نسخهها عبارت « لا يكاد يكون » بوده كه ضمير در آن به « الشّخص » يعنى شخص حكم برمىگردد .
معناها المستعملة فيه : ضمير در « معناها » به صيغه و در « فيه » به وجوب برگشته و كلمهء « المستعملة » صفت براى « معناها » مىباشد .
من قبل الاخبار به : ضمير در « به » به حكم برمىگردد .
ما اخبر به و استعمل فيه : ضمير در « به » به ماء موصوله برگشته و كلمه « استعمل » عطف به « اخبر » بوده و ضمير در « فيه » به ماء موصوله برمىگردد .
لا يكون المخبر به المعلّق على الشّرط خاصّا : كلمه « المخبر به » اسم براى « يكون » و كلمهء « المعلّق » صفت اين اسم و جار و مجرور « على الشّرط » متعلق به « المعلّق » و كلمهء « خاصّا » خبر مىباشد .
كذلك المنشأ بالصّيغة المعلّق عليه : كلمهء « كذلك » جار و مجرور و خبر مقدّم و مقصود از آن ، خصوصيّات ناشى از جانب استعمال ، از خصوصيّات معناى مستعمل فيه نبوده مىباشد . كلمهء « المنشأ » مبتداى مؤخّر و كلمهء « المعلّق » صفت آن بوده و جار و مجرور « عليه » متعلّق به « المعلّق » و ضمير در آن به شرط برگشته ، مقصود از « بالصّيغة » صيغهء امر بوده و اين جار و مجرور متعلّق به « المعلّق » مىباشد .
و شبهه : ضمير در « شبهه » به « معنى الحرف » برگشته و مقصود ، هيئات مىباشند .
انّ ما استعمل فيه الحرف : ضمير در « فيه » به ماء موصوله برگشته و كلمه « الحرف » نايب فاعل براى « استعمل » مىباشد .
و انّ خصوصيّة لحاظه الخ : كلمهء « خصوصيّة » اسم براى « انّ » و اضافه به « لحاظه » شده كه ضمير در آن به حرف برگشته و خبر « انّ » جار و مجرور « من خصوصيّة الاستعمال »
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٨١