تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

35 - چرا دلالت قضاياى شرطيّه وارد شده در وصيّت ، وقف ، نذر و قسم بر انتفاى حكم از باب مفهوم داشتن جملات شرطيّه نمىباشد ؟

( و ذلك لانّ . . . فى مورد صالح له ) ج : مىفرمايد : زيرا انتفاى وصيّت ، وقف ، نذر و قسم از غير افرادى كه با لقب « 1 » يا صفتى « 2 » يا شرطى « 3 » در عقد يا مثل عهدى قرار گرفته‌اند ، به واسطهء دلالت داشتن شرط يا وصف و يا لقب بر مفهوم نمىباشد . بلكه عقلا وقتى چيزى براى شخصى وقف يا وصيّت و يا نذر شد ، ديگر قابليّت وقف يا وصيّت يا نذر براى شخصى ديگر را نخواهد داشت . زيرا انتفاء شخص وقف يا نذر يا وصيّت از غير اين افرادى كه وقف ، نذر و وصيّت به آنان شده ، امرى عقلى است مطلقا ، اعمّ از اينكه قائل به مفهوم داشتن جملهء شرطيّه باشيم يا نباشيم . « 4 »
هامش
( 1 ) - لقب مثل آنكه گفته شود « وقفت دارى على اولادى » يا « أوصيت منفعة دارى لحميد » . ( 2 ) - « وقفت دارى يا أوصيت منفعت دارى لعالم البلد » . ( 3 ) - « وقفت دارى يا أوصيت منفعت دارى على اولادى ان كانوا فقراء » . ( 4 ) - گفته شد اينكه نمىشود پس از وصيّت يا وقف يا نذر كردن چيزى به كسى ، آن را به ديگرى وصيّت يا وقف يا نذر كرد و يا اگر هركدام از اين امور مشروط به شرطى باشد و بعد از انتفاء شرط ، اين امور نسبت به آن افراد منتفى مىشود از باب انتفاى سنخ حكم مىباشد ، يك امرى عقلى بوده و ربطى ندارد كه قائل به مفهوم براى جملات شرطيّه و يا وصف كه بعدا خواهد آمد بشويم يا نشويم .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 77 | حسن سيد اشرفى