تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
الاصول ، الّا ان يقال باعتبار اصالة الحقيقة تعبّدا ، حتّى فيما اذا احتفّ بالكلام ما لا يكون ظاهرا معه في معناه الحقيقىّ كما عن بعض الفحول .

ترجمه :

فصل : آيا به دنبال آمدن عامّ را با ضميرى كه برمىگردد ( ضمير ) به بعضى افراد آن ( عام ) ، موجب مىشود ( برگشت ضمير ) تخصيص آن ( عامّ ) را با اين ( ضمير ) ؟ در آن ( تخصيص خوردن ) اختلاف است بين بزرگان . و بايد باشد محلّ اختلاف ، آنچه ( موردى ) كه وقتى واقع شوند ( عامّ و ضمير ) در دو كلام يا كلامى واحد با مستقلّ بودن عامّ به آنچه ( حكمى ) كه حكم شده است ( حكم ) برآن ( عامّ ) در كلام ، مانند آنچه در قول خداوند متعال است :
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ »
تا قول خداوند متعال :
« وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ » .
و امّا آنچه ( موردى ) كه باشد ( مورد ) مثل « و المطلّقات ازواجهنّ احقّ بردّهنّ » پس شبهه‌اى نيست در تخصيص آن ( عامّ ) به اين ( ضمير ) . و تحقيق ، اينكه گفته شود همانا چون دائر است امر - بين تصرّف كردن در عامّ با اراده كردن خصوص آنچه ( بعضى ) كه اراده شده ( بعض ) از ضميرى كه برگشت‌كننده است به آن ( عامّ ) يا تصرف كردن در ناحيهء ضمير يا با ارجاع دادن آن ( ضمير ) به بعض آنچه ( افرادى ) كه آن ( بعض افراد ) مراد از مرجع آن ( ضمير ) است يا به تمام آن ( افراد مراد ) با توسّع در اسناد با اسناد دادن حكمى كه اسناد داده شده به بعض به نحو حقيقت [ اسناد دادن ] به كلّ به نحو توسع و تجوّز - مىباشد اصالة الظّهور در طرف عامّ ، سالم از آن ( اصالة الظّهور ) در جانب ضمير . و اين ( اصالة الظّهور در جانب عامّ جارى و در جانب ضمير جارى نيست ) به دليل آن است كه همانا متيقّن از بناى عقلاء ، آن ( متيقّن ) تبعيّت كردن ظهور است در تعيين مراد نه در تعيين كيفيّت استعمال ، و اينكه همانا آن