تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
نباشد ) ، به دليل عدم ثابت شدن وضع و عدم لزوم لغويّت بدون آن ( مفهوم ) ، به دليل منحصر بودن فائده به آن ( مفهوم ) ، و نبودن قرينهء ديگرى كه ملازم باشد با آن ( مفهوم ) . و علّت بودن آن ( وصف ) در آنچه ( مواردى ) وقتى استفاده شود ( عليّت ) مقتضى نيست براى آن ( مفهوم ) ، چنان كه مخفى نمىباشد . و با وجود بودن اين ( عليّت ) به نحو انحصار و اگرچه مىباشد ( عليّت به نحو انحصار ) مقتضى براى آن ( مفهوم ) مگر آنكه همانا اين ( مفهوم ) نمىباشد ( مفهوم ) از مفهوم وصف . به دليل ضرورى بودن اينكه همانا اين ( مفهوم ) اقتضاى عليّت كذائى است كه استفاده‌شدهء از قرينه برآن ( عليّت كذائى ) است در خصوص مقامى . و اين ( ثبوت مفهوم با قرينه ) از چيزهايى ( مواردى ) است كه نيست اشكالى در اين ( مورد ) و نيست كلامى . پس وجهى نيست براى قرار دادن اين ( مقام ) را تفصيل در محلّ نزاع و مورد براى نقض و ابرام . و منافاتى ندارد اين ( مفهوم نداشتن وصف ) آنچه را كه گفته شده است : از اينكه همانا اصل در قيد ، اينكه مىباشد ( قيد ) احترازى . زيرا همانا احترازى بودن قيد ، موجب نمىشود ( احترازى بودن قيد ) مگر ضيق شدن دايرهء موضوع حكم در قضيّه را . مثل آنچه ( موردى ) كه وقتى باشد ( موضوع قيّد ) به اين ضيق با لفظ واحدى . پس نيست فرقى اينكه گفته شود : « بياور انسانى » يا « حيوان ناطق » ، چنان كه همانا لازم نمىآيد در حمل مطلق بر مقيّد در آنچه ( مواردى ) كه موجود باشد شرايط آن ( حمل ) مگر اين ( تضييق دائرهء موضوع ) بدون نيازى در آن ( حمل ) به دلالت كردنش ( مقيّد ) بر مفهوم . پس همانا معلوم است اينكه اقتضاى حمل نيست ( اقتضاى حمل ) مگر همانا مراد به مطلق ، آن ( مراد ) مقيّد است ، و گويا همانا نمىباشد در اين بين غير از آن ( مقيّد ) . بلكه چه‌بسا گفته شده است : همانا نيست وجهى براى حمل اگر باشد ( حمل ) به لحاظ مفهوم ، پس همانا ظهور آن ( مطلق ) در اين ( مقيّد ) نيست ( ظهور مطلق در مقيّد ) قوىتر از ظهور مطلق در