تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
و حسنه : ضمير در « حسنه » به اطلاق برگشته و اين كلمه عطف بر « صحّة الاطلاق » كه اسم « انّ » بوده مىباشد . كان بالطّبع : ضمير در « كان » به صحّت و حسن اطلاق برمىگردد . و الّا : يعنى « و ان كان حسن الاطلاق بالوضع لا بالطبع » . موضوعة لذلك : مشاراليه « ذلك » نوع و صنف و مثل مىباشد . لصحّة الاطلاق كذلك فيها : مقصود از « كذلك » ارادهء نوع و صنف و مثل كردن بوده و ضمير در « فيها » به مهملات برمىگردد . و الالتزام بوضعها لذلك : كلمه « واو » و جملهء بعدش حاليه بوده و ضمير در « بوضعها » به مهملات برگشته و مشاراليه « لذلك » نوع و صنف و مثل مىباشد . كما ترى : يعنى اشكال ملتزم شدن به وضع در مهملات براى نوع و مثل و صنف آن‌قدر روش است كه مىبينى . امّا اطلاقه و ارادة شخصه : ضمير در « اطلاقه » و « شخصه » به لفظ برمىگردد . و اريد منه شخص نفسه : ضمير در « منه » و « نفسه » به زيد برمىگردد . ففى صحّته : ضمير در « صحّته » به اطلاق برمىگردد . بدون تأويل : تأويل در مثال آن است كه مثلا به جاى « زيد لفظ » گفته شود « زيد هو لفظ » يا « هذا اللّفظ لفظ » لاستلزامه اتّحاد الدالّ و المدلول : ضمير در « استلزامه » به صحيح بودن اين اطلاق برمىگردد . كما فى الفصول : يعنى همان‌طور كه اين دو اشكال در كتاب فصول آمده است . بيان ذلك : مشاراليه « ذلك » استلزام اتّحاد دالّ و مدلول و تركّب قضيّه از دو جزء مىباشد . انّه ان اعتبر دلالته على نفسه : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و در « دلالته » و « نفسه » به زيد برمىگردد .