و حسنه : ضمير در « حسنه » به اطلاق برگشته و اين كلمه عطف بر « صحّة الاطلاق » كه اسم « انّ » بوده مىباشد .
كان بالطّبع : ضمير در « كان » به صحّت و حسن اطلاق برمىگردد .
و الّا : يعنى « و ان كان حسن الاطلاق بالوضع لا بالطبع » .
موضوعة لذلك : مشاراليه « ذلك » نوع و صنف و مثل مىباشد .
لصحّة الاطلاق كذلك فيها : مقصود از « كذلك » ارادهء نوع و صنف و مثل كردن بوده و ضمير در « فيها » به مهملات برمىگردد .
و الالتزام بوضعها لذلك : كلمه « واو » و جملهء بعدش حاليه بوده و ضمير در « بوضعها » به مهملات برگشته و مشاراليه « لذلك » نوع و صنف و مثل مىباشد .
كما ترى : يعنى اشكال ملتزم شدن به وضع در مهملات براى نوع و مثل و صنف آنقدر روش است كه مىبينى .
امّا اطلاقه و ارادة شخصه : ضمير در « اطلاقه » و « شخصه » به لفظ برمىگردد .
و اريد منه شخص نفسه : ضمير در « منه » و « نفسه » به زيد برمىگردد .
ففى صحّته : ضمير در « صحّته » به اطلاق برمىگردد .
بدون تأويل : تأويل در مثال آن است كه مثلا به جاى « زيد لفظ » گفته شود « زيد هو لفظ » يا « هذا اللّفظ لفظ »
لاستلزامه اتّحاد الدالّ و المدلول : ضمير در « استلزامه » به صحيح بودن اين اطلاق برمىگردد .
كما فى الفصول : يعنى همانطور كه اين دو اشكال در كتاب فصول آمده است .
بيان ذلك : مشاراليه « ذلك » استلزام اتّحاد دالّ و مدلول و تركّب قضيّه از دو جزء مىباشد .
انّه ان اعتبر دلالته على نفسه : ضمير در « انّه » به معناى شأن بوده و در « دلالته » و « نفسه » به زيد برمىگردد .
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٩٧