( ملحوظ ) خاصّ باشد و لفظ را براى همين معناى خاصّ قرار دهد .
4 - وضع خاصّ و موضوع له عامّ : واضع در حال وضع ، آن معنايى را كه لحاظ مىكند ( ملحوظ ) خاصّ و جزئى باشد ولى لفظ را براى معناى كلّى اين ملحوظ قرار دهد . مصنّف اين قسم را قبول ندارد .
49 - نظر مشهور و نظر مصنّف در انواع وضع چيست ؟ ( توضيح از خارج )
ج : مشهور مىفرمايد : وضع در مقام تصوّر چهار صورت داشته ولى در مقام امكان و وقوع سه قسم بوده و قسم چهارم يعنى وضع خاصّ و موضوع له عامّ اگرچه تصوّر آن عقلا غير ممكن نيست ولى نه امكان وقوعى دارد و نه واقع شده است .
مصنّف مىفرمايد ؛ در مقام تصوّر چهار قسم و در مقام امكان سه قسم بوده ولى در مقام وقوع دو قسم آن بيشتر واقع نشده و قسم سوم را كه به نظر مشهور واقع شده است را داخل در قسم دوّم مىداند .
50 - چرا مصنّف وضع خاصّ و موضوع له عامّ را قبول ندارد ؟ ( و ذلك لانّ العامّ . . . و لو بوجه )
ج : مىفرمايد : از آنجا كه ملحوظ و معناى متصوّر ، نشاندهنده و مرآت است و وقتى اين معناى متصوّر عامّ باشد به اعتبار وسعت و گستردگىاش هم مىتواند خود را نشان دهد و هم آينه باشد براى نشان دادن افراد و مصاديقش . ولى وقتى معناى متصوّر ، خاصّ باشد ، به اعتبار مشخّص و محدود بودنش ، فقط مىتواند خودش را نشان دهد و نه غير خودش را ، بنابراين نه مىتواند آينه براى نشان دادن عامّ باشد و نه براى نشان دادن افراد ديگرى از عامّ كه خود اين خاصّ هم يكى از آن افراد بوده است .
51 - چرا مصنّف در تقسيم وضع فرمود : « انّ الملحوظ حال الوضع » و نگفت « الوضع امّا خاصّ و الموضوع له خاصّ ايضا او . . . » ؟ ( توضيح از خارج )
ج : زيرا وضع دو معنا دارد 1 - معناى مصدرى ، يعنى جعل و قرار دادن كه فعل واضع است