« لاحظ مقدار خاصّا » يعنى « لاحظ حين الوضع مقدارا خاصّا » .
الّا انّه لم يضع له بخصوصه : ضمير در « انّه » به واضع و در « له » و « بخصوصه » به مقدار خاصّ برمىگردد .
بل للاعمّ منه و من الزّائد و النّاقص : ضمير در « منه » به مقدار خاصّ برگشته و كلمهء « بل » اضرابيه بوده و اين عبارت عطف بر « لم يضع له بخصوصه » مىباشد . يعنى « بل انّه وضع للاعمّ منه و من الزّائد و النّاقص » .
او انّه و ان خصّ به اوّلا : ضمير در « انّه » به واضع و در « به » به مقدار خاصّ برگشته و اين عبارت عطف بر « انّ الواضع و ان لاحظ الخ » مىباشد .
الّا انّه بالاستعمال كثيرا فيهما : ضمير در « انّه » به مقدار خاصّ و ضمير در « فيهما » به ناقص و زائد برمىگردد .
بعناية انّهما منه : ضمير در « انّهما » به زائد و ناقص و در « منه » به مقدار خاصّ برمىگردد .
قد صار حقيقة فى الاعمّ : ضمير در « صار » به مقدار خاصّ برگشته و منظور از « الاعمّ » اعمّ از مقدار خاصّ و زائد و ناقص مىباشد .
فلا يكون هناك : مشاراليه « هناك » صحيح مىباشد .
ما يلحظ الزّائد و النّاقص : منظور از « ماء موصوله » يعنى تعداد اجزائى كه . . .
بالقياس عليه : ضمير در « عليه » به « ماء موصوله » برمىگردد .
لما هو الاعمّ : ضمير « هو » به ماء موصوله به معناى تعداد اجزاء برگشته و منظور از « الاعمّ » اعمّ از آن تعداد اجزاء و ناقص و زائد مىباشد .
و منها : ضمير در « منها » به امور كه در « العاشر » گفته شد قبل از ورود در بيان ادلهء قولين امورى ذكر مىشود برمىگردد .
و احتمال كون الموضوع له خاصا بعيد جدّا : جواب سؤال مقدر است كه چرا احتمال داده نشود موضوع له الفاظ عبادات ، خاصّ مىباشد . كلمهء « احتمال » مبتدا و خبرش « بعيد »
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص٢٣٠