چيزهايى ( استعمالاتى ) كه نيستند ( استعمالات ) به حقيقت و نه مجاز .
نكات دستورى و توضيح واژگان
و التّفصيل : يعنى شرح مطالب مجملى كه در نشانه بودن صحّت سلب و عدم صحّت سلب براى معناى حقيقى و مجازى لفظ گفته شد .
انّ عدم صحّة السّلب عنه و صحّة الحمل عليه : منظور از « السّلب » سلب لفظ و از « الحمل » حمل لفظ بوده و ضمير در « عنه » و « عليه » به معنا برگشته و كلمهء « عدم صحّة السّلب » اسم « انّ » و خبرش كلمهء « علامة كونه الخ » در سطر بعدى بوده و « صحّة الحمل » عطف بر « صحّة السّلب » مىباشد .
الّذى كان ملاكه الاتّحاد مفهوما : اين عبارت صفت براى « الحمل الاوّلى الذّاتى » بوده و ضمير در « ملاكه » نيز به « الحمل الاوّلى الذّاتى » برگشته و مفهوما يعنى علاوه بر اتّحاد مصداقى از نظر مفهوم و معنا نيز يكى باشند .
علامة كونه نفس المعنى : كلمهء « علامة » خبر « انّ » و اضافه به « كونه الخ » شده و ضمير در « كونه » اسم « كان » به لفظ برگشته و « نفس المعنى » خبرش و منظور از اينكه لفظ نفس ، معنا مىباشد آن است كه در مثال « الانسان بشر » يا « الانسان حيوان ناطق » كه حمل در آن حمل اوّلى ذاتى بوده ، اين حمل نشانهء آن است كه انسان ، خود بشر و خود حيوان ناطق است .
الّذى ملاكه الاتّحاد وجودا : اين عبارت صفت براى « الحمل الشّائع الصّناعىّ » بوده و فعل « كان » به قرينه عبارت قبلى حذف شده كه اينگونه مىباشد : « الّذى كان ملاكه الاتّحاد وجودا » و ضمير در « ملاكه » به « الحمل الشّائع الصّناعىّ » برگشته و « وجودا » دلالت دارد كه در حمل شايع صناعى موضوع و محمول از نظر مفهوم متضادند .
بنحو من انحاء الاتّحاد : اتّحاد موضوع با محمول در حمل شايع گاهى ذاتى است مثل اتّحاد نوع با فرد در « زيد انسان » و گاهى عرضى است مانند حمل مشتق بر ذات در « زيد