تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
پنجگانه ) ، و امّا وقتى داير باشد امر بين آنها ( احوال پنجگانه ) پس اصوليّون و اگرچه ذكر كرده‌اند ( اصوليّون ) براى ترجيح داشتن بعضى از آنها ( احوال خمسه ) بر بعضى ، وجوهى را مگر آنكه همانا آنها ( وجوه ) استحسانى است كه اعتبارى به آنها ( وجوه ) نيست مگر وقتى كه باشند ( وجوه ) موجب براى ظهور لفظ در معنا . به خاطر عدم مساعدت دليلى بر اعتبار آنها ( وجوه ) بدون اين ( موجب ظهور لفظ در معنا شدن ) چنان كه مخفى نمىباشد .

[ امر نهم : مبحث حقيقت شرعيّه ]

نهم همانا اختلاف كرده‌اند ( اصوليّون ) در ثبوت حقيقت شرعيّه و عدم آن ( ثبوت حقيقت شرعيه ) بر اقوالى . و قبل از وارد شدن در تحقيق حال ، اشكالى نيست به آماده كردن گفتارى ، و آن ( گفتار ) اينكه همانا وضع تعيينى همان‌طور كه حاصل مىشود ( وضع تعيينى ) به واسطهء تصريح به انشاء آن ( وضع ) همچنين حاصل مىشود ( وضع تعيينى ) به واسطهء استعمال لفظ در غير آنچه ( معنايى ) كه وضع شده است ( لفظ ) براى آن ( معنا ) همانند وقتى كه وضع شده است ( لفظ ) براى آن ( معناى غير موضوع له ) به اينكه قصد شود حكايت از آن ( معناى غير موضوع له ) و دلالت برآن ( معناى غير موضوع له ) به واسطهء خود لفظ نه به واسطهء قرينه ، و اگرچه مىباشد ( استعمال در غير ما وضع له ) ناگزير در اين هنگام از نصب قرينه‌اى ، مگر آنكه همانا اين ( نصب قرينه ) براى دلالت كردن برآن ( وضع ) است نه بر ارادهء معنا آن‌طور كه در مجاز است ، پس بفهم . و بودن استعمال لفظ در آن ( معناى غير موضوع له ) به اين صورت ( به قصد حكايت ) در غير آنچه ( معنايى ) كه وضع شده است ( لفظ ) براى آن ( معناى غير موضوع له ) بدون مراعات آنچه ( علاقه‌اى ) كه اعتبار شده است ( علاقه ) در مجاز ، پس نمىباشد ( چنين استعمالى ) به حقيقت و نه مجاز ، ضرر رساننده نيست بعد از آنكه مىباشد ( اين استعمال ) از چيزهايى ( استعمالاتى ) كه قبول مىكند آن ( استعمالات ) را طبع و ناآشنا نمىداند ( طبع ) آن ( استعمال ) را . و هرآينه دانستى سابقا همانا در استعمالات شايع در محاورات ،
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 145 | حسن سيد اشرفى