و القطع بما ليس بمراد : كلمهء « و القطع » عطف بر « الخطاء » بوده و ضمير در « ليس » به ماء موصوله به معناى « معنا » برمىگردد . يعنى مخاطب قطع دارد به اينكه « زيد نائم » مراد متكلّم نيست بلكه از روى خطا گفته « زيد نائم » .
او الاعتقاد بارادة شىء : كلمهء « او الاعتقاد » عطف به « الخطاء » بوده ، منظور از « الاعتقاد » اعتقاد مخاطب بوده و مقصود از « بارادة » ارادهء متكلّم و از « شىء » معناى ظاهر لفظ مىباشد . مثلا مخاطب اعتقاد پيدا مىكند كه عبارت « بعت » كه متكلّم گفته است ، مرادش بعت در مقام خبر مىباشد و نه انشاء .
و لم يكن له من اللّفظ : ضمير در « له » به متكلّم برگشته و منظور از « من اللّفظ » يعنى از ظاهر لفظى كه گفته شده است . اين جمله حاليه بوده و معنا چنين مىشود : درحالىكه متكلّم از لفظ مثل « بعت » مقصودش خبر نبوده بلكه انشاء بوده است .
لا يكون حينئذ : يعنى « حين اذ كان الخطاء او الاعتقاد بارادة شىء و لم يكن له من اللّفظ مراد » .
بل يكون هناك : مشاراليه « هناك » مورد خطا و اعتقاد به معنايى كه مراد متكلّم نبوده مىباشد .
يحسبها الجاهل : ضمير در « يحسبها » به ضلالت يا جهالت برمىگردد .
من التبعيّة : يعنى تبعيّت دلالت از ارادهء .
على ما بيّنّاه : ضمير مفعولى در « بيّنّاه » به ماء موصوله يعنى منظور از دلالت كه تابع اراده مىباشد دلالت تصديقيّه بوده برمىگردد .
لا محيص عنه : ضمير در « عنه » به « ما بيّنّاه » برمىگردد .
رضى المتوهّم : منظور از « المتوهّم » صاحب فصول است .
ان يجعل كلامهما : ضمير در « كلامهما » به شيخ الرئيس و محقّق طوسى برمىگردد .
ناظرا الى ما لا ينبغى صدوره : ضمير در « صدوره » به « ماء موصوله » برگشته كه منظور از
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: حسن سيد اشرفى
ص١٢٨