تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
ندادن طبيعت ممكن نيست مگر با ترك همهء افراد طبيعت . بنابراين اگر مكلّف يك بار هم طبيعت را انجام دهد ، امتثال نهى نكرده است . درحالىكه امتثال امر با اتيان و ايجاد اوّلين وجود از افراد طبيعت حاصل مىشود و امتثال طبيعت در امر متوقّف بر بيشتر از يك بار انجام مأمور به و طبيعت نمىباشد . اين تفاوت در مقام امتثال به خاطر دلالت وضعى آنها نبوده بلكه مقتضاى عقلى نهى و امر در مقام امتثال و ايجاد و انعدام طبيعت مىباشد . « 1 » 454 - چرا مبحث اجتماع امر و نهى و دلالت نهى بر فساد در ادامه بحث نواهى آورده نشده است ؟ ( لم نذكر . . . ان شاء اللّه تعالى ) ج : مىفرمايد : اين دو بحث را كه عادتا از طرف ساير مؤلّفين از اصوليّون در مبحث نواهى آورده مىشد ذكر نكرديم چرا كه اين دو بحث و مباحثى مثل بحث مقدّمه واجب و مسئله ضد و مسئله اجزاء از مباحث الفاظ نبوده بلكه داخل در مباحث عقلى است كه به زودى همهء اين مباحث را در مقصد دوّم يعنى مباحث عقليه خواهيم آورد . « 2 »
هامش
( 1 ) - يعنى از نظر دلالت وضعى هيچ فرقى نداشته و موضوع له و متعلّق هر دو يكى و آن ماهيّت و طبيعت مأمور به مىباشد . بلكه فرقشان از ناحيه اطلاق و دلالت عقل است . زيرا قانون در ايجاد طبيعت آن بود كه طبيعت با اوّلين فرد موجود مىشد و انعدام طبيعت نيز عقلا با انعدام همهء افرادش مىباشد . حال اگر احتمال مىدهيم كه مولى به‌جاى انعدام همهء افراد طبيعت فقط انعدام يك نفر را بخواهد بايد قرينه بياورد و چون بحث ما در جايى است كه صيغه نهى ، مطلق بوده و قرينه‌اى وجود ندارد ، اطلاق اقتضاء مىكند همهء افراد طبيعت منعدم شود . بنابراين تفاوتشان از ناحيهء ظهور اطلاقى به حكم عقل مىباشد . ( 2 ) - مباحث عقلى دو نوع است : الف : مستقلّات عقليّه ب : غير مستقلّات عقليّه . مستقلّات